شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

در سپهر ملیِ «گفت و شنودِ» کشوری که ردپای 5000 سال تمدن در آن وجود دارد و مزین به آموزه های متعالی دینی همچون اسلام نیز هست، زیبنده نیست که سهم «گفتن» ها بسیار بیشتر از «شنیدن»ها باشد.
شنیدن نه به معنای پذیرشِ بی چون و چرا، بلکه ناظر بر این آسیب که قوه ی شنیداری ما بسیار کمتر از قوه ی گفتارمان فعال و آماده ارتباط با طرف مقابل است.
ما در غالب گفت وشنودهای فی مابین، اگر هم به ظاهر در حال توجه به سخنان طرف مقابل هستیم، درواقع منتظریم تا رشته ی سخن را در دست گرفته و آنچه را که از پیش آماده نموده ایم روانه ی روبرو کنیم.
این موضوع را یک آسیب فرهنگی عمیق برای کشوری که سعدی ها، فردوسی ها، خواجه نصیرها، ابن سیناها و ... را به جهان ارائه کرده است می دانم.
پایگاه شنود، محلی است برای شنیدن سخنان دوستان و عابرانی که در فضای مجازی گذرشان به این دریچه ی سخن می افتد.
فضای محقر «شنود»،
به شرط عدم اسائه ادب و رعایت نزاکت در سخن، به روی هر مخالف و موافقی گشوده است.

هان ای رجانیوزی ها!

هان ای جهان نیوزی ها!

هان ای بقیه نیوزی ها!!

از جانِ این استوانه زاده ی محترم چه میخواهید؟

بیست سال طول کشید تا قوه قضاییه کلی زحمت بکشد و به این نتیجه برسد که این گل پسر را به صحن دادگاه بکشد.

بیست ماه دیگر هم برسر این بیست سال صبر کنید تا حکم دادگاه صادر شود.

قبله که کج نمی شود؟

در شأن رسانه های نظام نیست که اینگونه به استوانه زاده های نظام گیر بدهند.

من نمی فهمم!! مگر جهان اسلام موضوع مهم تر از مهدی هاشمی ندارد؟

چرا کاری میکنید که این بنده خدا! برای درد دلش به رسانه های بیگانه ای همچون صفحات اطلاعرسانی فیس بوک پناه ببرد.

یعنی در این آشفته بازار رسانه های کشور یک سایت و روزنامه نبود و نیست که آقامهدی بتواند حرفش را بزند؟

حتی آرمان؟؟

آقای سلیمی نمین چرا هی میفرمایید «چرا کیفرخواست را بیرون نمیدهند»؟

آن یکی میگوید چرا دادگاه علنی نیست؟

این یکی میگوید بگذارید از زیر دربِ دادگاه ببینیم آن تو چه میگذرد؟

ای بابا!!

آقایان!

خانمها!

اینجا ایران است.

اجازه دهید قوه قضاییه کارش را بکند.

اجازه دهید بدون آنکه دادگاه را علنی کنند، بدون آنکه متن کیفرخواست را علنی کنند ، مهدی هاشمی را اعمال قانون کنند.

دنبال کدام کیفرخواست هستید؟

مگر غیر از این است که بارها و بارها کیفرخواست مهدی هاشمی از دهان و قلم بسیاری از دوستان رسانه ای، پیشاپیش درز کرده است؟

اینقدر روی اعصاب این خاندان استوانه نروید!!!

گناه دارند.

آخرتی هم هست!!

هی مهدی هاشمی....مهدی هاشمی....

ولمان کنید بابا!!

فعلا به فکر پایین آمدن نرخ خودرو باشید.

به فکر شروع مهرماه و چگونگی عملکرد حراست دانشگاه آزاد در خصوص حجاب دانشگاه آزاد باشید.

به فکر این باشید که بالاخره ناطق نوری به صحنه انتخابات خواهد آمد یا نه!!

به فکر این باشید که...

استغفرالله!

بیکارید هاااااا.


۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۰۰
مهران موزون

پس از آنکه کمیسیون فرهنگی مجلس، علی مطهری را به عنوان کاندیدای عضویت در هیئت نظارت بر مطبوعات معرفی نکرد وی این اقدام را «بی تدبیری و دور از اخلاق» خواند اما درعین حال آن را قانونی دانست. +

اگر خوانندگان محترم بیاد داشته باشند چندی پیش نیز علی مطهری بابت ضعف نظارت بر وضعیت تردد موتورسیکلت های سطح شهر تهران نزد رهبر معظم انقلاب گلایه کرده بود و قس..

سوال این است که چه اشکالی دارد تا وضعیت تردد موتورسیکلت های بارکش در سطح شهر تهران به عنوان یک آسیب اجتماعی در کمیسیون های مربوطه مورد مداقه قرار گیرد و هیئت نظارتی متشکل از «یکنفر» آنهم به عضویت آقای علی مطهری برای پیگیری ساماندهی بر وضعیت این مشکل ترافیکی ایجاد و راه اندازی شود تا مردم دعاگوی ایشان باشند؟

بالاخره وقتی یک نماینده پارلمان جمهوری اسلامی موضوع نابسامانی های تردد موتورسیکلتهای تهران را نزد ارشدترین مدیر نظام مطرح میکند حتما و حُکما این موضوع یک مسئله ی بسیار مهم! و حاد! است لذا جا دارد تا فکری اساسی برای آن کرد.

چرا وقتی فرد شایسته! مدیر! مدبر! و خدوم! همچون علی مطهری تصمیم به خدمت دارد این فرصت از وی دریغ شود؟

بنظر نگارنده، این کم لطفی اعضای محترم خانه ملت، هم از انصاف دور است هم از تدبر و هم از قسمی که یاد کرده اند.

لطفا برای تبیین بیشتر دغدغه ی بجای! آقای مطهری نگاهی به تصاویر زیر مفید خواهد بود :


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۰۹:۳۲
مهران موزون

عصر ایران

(1) خبر: دعوت محمدخاتمی از مردم ایران برای شرکت در راهپیمایی روز قدس

     نظر: جالبه! به آهو میگه بُدو به تازی میگه بگیر!

(2)خبر: علی مطهری : شکایت از من خنده دار است.

     نظر : اگر محکوم بشی خنده دارتر هم میشی

(3) خبر: کوچکزاده : شوهر خواهر مطهری(لاریجانی) انتخابات را برگزار نکرد.

     نظر: تا بوده مشکل از «خواهرشوهرها» بوده، حالا شوهرخواهرها مشکل ساز شدن؟

تابناک

(4) خبر: عرق شرم بر پیشانی نماینده به دلیل قیمت پراید!

      نظر: شرم برای چی؟ خوب بکشن پایین این قیمت لامصب رو!

(5) خبر: خوزستان آب اضافی برای انتقال به دیگر استانها ندارد

      نظر: شلوغش نکنید! نفت اضافی که دارد!

(6) خبر: نخست وزیر اوکراین استعفا کرد.

      نظر: یکی مینویسه استعفا داد!! یکی مینویسه استعفا کرد! بالاخره داد! یا کرد؟

(7) خبر: از دهان یک نوجوان هندی 232 دندان با جراحی بیرون آورده شد

      نظر: نکنه دندانهای کل خاندانش نزد ایشون به امانت بوده؟

(8) خبر: داعش تور گردشگری برگزار میکند.

     نظر : راهنمای تور داعش : اینجا که می بینید محل جهاد نکاح النساء هستش!  اینجا هم محل نکاح الرجاله! ایستگاه بعدی محل جهاد نکاح افراد داعش با پدر خودشونه! قراره ایستگاههای جهاد نکاح افراد داعش با خودشون(هر کی با خودش) درست بشه. خب حالا توجه کنید به اون سمت تا من گلوله های اسلحه مو خشاب گذاری کنم چیزی به آخر تور نمونده. سلام ما رو به شهید ابومصعب زرقاوی ، صدام حسین و بن لادن برسونید.امیدوارم تور داعش بهتون خوش گذشته باشه. 

بهارنیوز

(9) خبر: یک مقام امریکایی : تاکنون سه بار در کشتن ابوبکر البغدادی ناکام مانده ایم.

      نظر: خودتی!

(10) خبر: میخواهند علی مطهری را از هیئت نظارت بر مطبوعات حذف کنند

       نظر: خودش به نظارت بر موتورسیکلت ها تمایل نشون داده شما چرا ناراحتی؟

(11) خبر: داعش دستور ختنه زنان 11 تا 42 سال موصل را صادر کرده است.

       نظز: بوووووووووووووق

(12) خبر: استیضاح برای وزرای روحانی یک نعمت است.

       نظر: برای نعمت زاده که حتما نعمت است.

(13) خبر: داعش زبان نوجوان 17 ساله عراقی را برید.

       نظر: به خبر (11) که ربطی نداره!..داره؟

(14) خبر: ظریف : تلاش داریم موضوع هسته ای را حل کنیم.

       نظر: عجب!!! پس موضوع اینه!!

(15) خبر: مغز انسان چهره های جذاب را تشخیص میدهد!

       نظر: حالا فهمیدم چرا از معاون اول آقای روحانی اینقدر خوشم میاد!!


در تصاویر روز قدس 1393 سعی کنید هاشمی و احمدی نژاد را زیر 20 ثانیه از میان جمعیت پیدا کنید: 


بازنشر مطلب در راهکار نیوز +

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۳۹
مهران موزون

پیش نوشتِ شنود : چندی است که تنی چند از بزرگان و خبرگان نظام، درباره ی طرح ریزی فتنه ای درخصوص انتخابات آینده ی مجلس خبرگان رهبری سخن میگویند. اکنون به یُمن این هشدارها و بیدارگری هاست که اهالی بصیرت «میدانند» و «می بینند» که نقشه کشانِ این داستان، به بهانه جوانگرایی درخبرگان در حال «آیت الله سازی» از برخی چهره های خاص!! هستند. امری که به مدد حضرت حجت عج و بیداری مردم ایران اسلامی با شکست مواجه خواهد شد.

اما بهتر است «خود آیت الله پندارهای جوان» که آلت دست شدن در این نقشه را پذیرفته اند و  روز به روز بر باد غبغبشان افزوده میشود بدانند که ملت به حرمت حضرت آقاست(روحی له الفدا) که فعلا به حسابشان رسیدگی نمیکند. ما از خمینی کبیر و خامنه ای بزرگ آموخته ایم که اصل و نسب هیچکس را (اگر حال فعلی اش روبراه نباشد) ملاک قرار ندهیم.

***

اما بعد..

عالم مجاهد حضرت آیت‌الله حاج‌شیخ ابوالقاسم خزعلی، نزدیک به 90 سال سن دارد، اما در مقام دفاع از انقلاب و نظام اسلامی، هنوز بسان دوران جوانی‌اش بی‌باک و صریح سخن می‌گوید. مانند دوره‌ای که در اوج قدرت شاه، در منبری در شهر رفسنجان، به گونه‌ای به او حمله برد که شاه دستور برقراری محاکمه صحرایی برایش داده بود و تنها دخالت قاطع آیت‌الله العظمی بروجردی بود که داستان را به نفع وی خاتمه داد. گفت‌وگو با این پیر روشن ضمیر در روزهایی انجام شد که رسانه‌های بیگانه و حامیان فتنه، درپی ماجراجویی جدیدِ فرزند ناهمفکر او، شانتاژی دیگر را آغاز کرده بودند، اما وی در تمام فرصت این مصاحبه، با آرامش و در عین حال قدرت و صلابت، به بازگویی دیدگاه‌های خود درباره وضعیت کنونی و انتخابات آینده مجلس خبرگان رهبری پرداخت. او از باب عدم تأثیر جریان فتنه بر این مجلس و انتخابات مربوط به آن، دل آرام است و بر این باور که آگاهی مردم انقلابی، به آنها مجال مانور نخواهد داد. عمرش دراز باد.

                                                                          ***
با آنکه هنوز یک سال و اندی به انتخابات مجلس خبرگان رهبری زمان باقی مانده است، شاهدیم که برخی عناصر و جریانات سیاسی فعال در فتنه 88، از هم اینک تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کرده‌اند. از دیدگاه جنابعالی، این افراد با اینکه می‌دانند به لحاظ پیشینه خود، در این مجلس جایگاهی نخواهند داشت، از چه روی این تبلیغات اغواگرانه و زودهنگام را آغاز کرده‌اند؟ چرا مجلس خبرگان تا این حد برای این جماعت اهمیت پیدا کرده است؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، ولاحول ولا قوه الابالله العلی العظیم. همگان می‌دانند که مجلس خبرگان، مرکزی مرتبط به رهبری یعنی نقطه اصلی و کانونی نظام اسلامی است. در این مجلس افراد برجسته‌ای مانند آیت‌الله مصباح یزدی، آیت‌الله جنتی، آیت‌الله یزدی و دیگران هستند، بنده هم در کنارشان هستم. این جمع وزین و کم‌نظیر، دائماً نقاط قوت‌ یا ضعف‌های احتمالی رهبر را رصد می‌کند، الحمدلله تا‌کنون نه تنها ضعفی نداشته‌اند، بلکه ما‌ همواره شاهد علو بینش و توانایی مدیریتی ایشان بوده‌ایم، این امری است که دشمنان هم به آن اذعان دارند. طبیعی است که به لحاظ این جایگاه خطیر، دشمنان در انتخابات مربوط به آن، تحرکاتی داشته باشند. بنابراین تعجب نکنید که دشمن درباره این مجلس، در مقام فتنه‌انگیزی است. یکی از علل فتنه‌انگیزی زودهنگام اینها این است که الان جناب آیت‌الله مهدوی کنی رئیس خبرگان بیمارند ـ امیدواریم خداوند به ایشان شفای عاجل عنایت فرماید ـ آنها به این امر توجه نکرده‌اند که در چنین شرایطی هم، قانون پیش‌بینی لازم را کرده و کسی که نایب رئیس خبرگان هست، باید ریاست داشته باشد. ریاست از بین نمی‌رود و دیگران و مخصوصاً کسی که فتنه‌گران به او تمایل دارند، نمی‌تواند ریاست را بگیرد. اگر هم خدای ناکرده، کسی حرف خلافی بزند، هستند کسانی که جواب او را بدهند و جلویش را بگیرند.

یعنی جنابعالی تحرکات این جماعت در این ماه‌ها و در آستانه انتخابات خبرگان را جدی نمی‌گیرید؟

البته انسان باید همیشه با فکر باشد و دشمنان را در نظر بگیرد و لکن بااین همه، بعید به نظر می‌رسد که بتوانند کاری بکنند. اگر برای زمان باقی مانده از مجلس خبرگان کنونی برنامه‌ای داشته باشند، افراد بزرگی در جلسه حضور دارند که جلوگیری می‌کنند. اگر هم در پی فتنه‌گری در دوره بعد انتخابات خبرگان باشند، همان مردمی که فتنه سال 88 را فرونشاندند، جلوی اینها را هم می‌گیرند. البته می‌دانم که بعضی‌ها خیالاتی دارند و ممکن است با آن خیالات تصور کنند می‌توانند کاری بکنند، آنها در مقام براندازی نظام هستند. غائله موسوم به «سبز» برای براندازی بود، آنها می‌خواستند کشور و انقلاب اسلامی و میراث امام را ویران کنند، الحمدلله با همه کارهایی که کردند به جایی نرسیدند. با امریکا و همه جا تماس گرفتند، اما کاری از پیش نبردند. الحمدلله در جامعه، در برابر تبلیغات زهرآگینی که دشمنان در داخل و خارج می‌کنند، نوعی مصونیت به وجود آمده است. آنها از این تبلیغات پرهزینه‌ای که از طریق ماهواره‌ها و دیگر وسایل می‌کنند، نتیجه مطلوب را نمی‌گیرند. علاوه براین در ارگان‌های نظام، از جمله در سپاه هم، بیداری خوبی وجود دارد. خود من در سپاه درباره بعضی از اشخاص ناموزون و نامناسب صحبت می‌کردم، آنها گفتند: چرا تنها تو صحبت می‌کنی؟ چرا دیگران به وظیفه خود عمل نمی‌کنند؟ دیدم بیدارند. بعد از آن بود که وزیر اطلاعات سابق آمد و در مدرسه فیضیه گفت که: فلانی ـ یعنی آن کسی که نامناسب بود ـ چنین کارنامه‌ای دارد و در هر فتنه‌ای پایی داشته است. خیلی خوب بود و ما از این بیداری اسلامی جوانان خود و نهاد‌های نظام اسلامی از جمله سپاه پاسداران، بسیار خرسندیم.

اشاره فرمودید به بیماری حضرت آیت‌الله مهدوی کنی و امیدهایی که بر اثر آن، در برخی از معاندان نظام و رهبری ایجاد شده است. به نظر شما چقدر این امکان وجود دارد که جریان فتنه بتواند به مدد جنجال و تبلیغات، فرد مورد علاقه خود را مجدداً بر صندلی ریاست مجلس خبرگان بنشاند؟

عرض کردم که اگر در دوره فعلی چنین خیالی داشته باشند، موفق نمی‌شوند، چون در چنین شرایطی، نایب رئیس جلسات را اداره می‌کند. اگر هم برای دوره آینده چنین تصمیمی داشته باشند، نهادهای نظارتی نظام و از آن مهم‌تر، مردم نخواهند گذاشت که این خواسته آنها محقق شود. این را هم برای ثبت در تاریخ عرض می‌کنم. چند سال قبل به دانشگاه امام صادق (ع)رفتم و به آقای مهدوی کنی گفتم: شما بیایید ریاست خبرگان را قبول کنید، الان شما رأی می‌آورید و آقای ‌هاشمی رأی نخواهد آورد! بعد دستش را بوسیدم! گفت: «چرا دستم را می‌بوسی؟ من سابقاً درکلاس مطول شاگرد شاگرد بوده‌ام». گفتم: «تقاضا دارم شما بیایید». متواضعانه گفت: «چشم، می‌آیم». آمد و قبول کرد و به ریاست هم رسید. الان هم او نباشد کسان دیگری هستند که به ریاست برسند، دیگران هستند. کسی که فتنه‌گران به دنبال او هستند، لیبرال شده است! با دشمنان نظام و رهبری همدست شده است، در چنین شرایطی اگرهم بیاید، نمی‌تواند مجلس خبرگان را باشرایط کنونی آن، اداره کند...

یعنی در حال حاضر فضای مجلس خبرگان به گونه‌ای نیست که اساساً ایشان بتواند آن را اداره کند؟

بله، اشخاص پخته‌ای در خبرگان هستند که اساساً به او نظر منفی دارند. بنابراین خیلی نگران نباشید. البته باید با فکر بود، باید دشمن را در نظر گرفت، نباید دشمن را نادیده گرفت، ولی نهایتاً با توکل برخدا و حضور مردمی که تا به حال نظام را نگه داشته‌اند، دشمن نمی‌تواند کاری بکند.


یکی از محورهای تبلیغات علیه مجلس خبرگان رهبری از بدو شکل‌گیری آن و به ویژه بعد از رحلت حضرت امام این بوده که این مجلس، صرفاً یک نهاد صوری و تشریفاتی است و به وظیفه نظارتی خود عمل نمی‌کند! اینها صرفاً فضایل و مناقب رهبری را می‌گویند و هیچ نظارتی بر او و دستگاه‌های زیر نظر او نمی‌کنند! به هرحال تأکید بر «تشریفاتی و صوری بودن نظارت خبرگان» یکی از محورهای معاندان با نظام، امام و رهبری است. حضرتعالی از اولین دوره مجلس خبرگان رهبری، الی یومنا هذا، از نمایندگان آن بوده و شاهد و ناظر برکارنامه آن هستید. لطفا بفرمایید که خبرگان چگونه بر رهبری نظارت می‌کند؟ از مشهودات و خاطرات خود در این‌باره بفرمایید.

اولاً: خبرگان در مقام تقویت رهبری است و تقویت رهبری هم از طریق تأیید است و هم تنقید. این طور نیست که بنای خبرگان تنها بیان فضایل رهبری بوده باشد. نه درگذشته چنین بنایی داشته‌اند و نه الان دارند. اگر خدای ناکرده نقصی ببینند ـ که بحمدالله به طور عمده نیست که ببینند ـ قطعاً تذکر می‌دهند. این وظیفه اسلامی آنهاست. اگر در رهبری یا روابط او با دیگران نقطه ضعفی ببینند صراحتاً می‌گویند. این طور نیست که نگویند، منتها ما تا به حال نقطه ضعفی ندیده‌ایم. در جایی گفتم: خدا را شاکرم که حضرت امام و رهبرمعظم را پیشوای ما قرار داد، نعمت بزرگی است. خودِ این بزرگوار به قدری مواظب کار است که نمی‌گذارد کار به عیب بینی و تذکر مجلس خبرگان برسد. مراقبت ایشان در احوال فردی و اجتماعی خانواده و اطرافیانش کم نظیر است، برخلاف برخی که با همه ادعاها، دست فرزندان خود را برای هر کاری باز گذارده‌اند و راضی نمی‌شوند علیه خلاف کاری‌های فرزندانشان، قوه ‌قضائیه اقدامی کند. ایشان با این سابقه و جایگاهی که دارد، خانه ملکی ندارد! برای بچه‌هایش خانه اجاره‌ای قرار داده است، یک خانه اجاره‌ای کوچک که مبادا راه سوء‌استفاده‌ای باز شود. به بچه‌هایش هم گفته است: اگر خواستید در فعالیت اقتصادی وارد شوید، نام «خامنه‌ای» را از روی خودتان بردارید! واقعاً خدا را شاکرم که رهبری این چنین داریم. با این همه، ما به عنوان نمایندگان خبرگان، بیداریم و مواظبیم. خود من در جلسات خصوصی، بارها با ایشان درباره برخی نقایص و مشکلات حکومتی صحبت کرده‌ام و مشکلاتی را که به نظرم می‌رسد، گفته‌ام....

بله اخبارش می‌رسد که گاه شما با ایشان درباره برخی مسائل و مشکلات صحبت می‌کنید...

اصلاً روش من درطول عمرم اینطور بوده که حرفم را به صراحت می‌زنم. چه در زمان مبارزات و اوج قدرت شاه و چه دردوره برقراری نظام اسلامی، چه به عنوان نماینده خبرگان یا عضو شورای نگهبان یا یک طلبه معمولی، همیشه با امام و رهبری حرف‌هایم را صریحاً گفته‌ام، ایرادی دیده‌ام منتقل کرده‌ام. دراین‌باره داستان‌هایی وجود دارد که برخی از آنها را حتی مردم عادی هم شنیده‌اند چه برسد به خواص. بنابراین من و امثال من، با این روحیه دلیلی ندارد که وظیفه شرعی و قانونی خودمان را که همان نظارت و امر به معروف و نهی از منکر است، انجام ندهیم. ثانیاً: عده‌ای هستند که می‌خواهند بیان انتقاد و رفع عیوب را وسیله‌ای کنند برای تسویه‌حساب با نظام و رهبری. یعنی برای اینها انتقاد بهانه است و مشکلشان چیز دیگری است. ما از نیت افراد خبر نداریم، اما سوابق اینها نشان می‌دهد که چه هدفی دارند. ممکن است روزی معدودی از این افراد هم به این مجلس بیایند، ولی افراد آگاه و بیداری که در این مجلس هستند، ضعف وجود اینها را جبران می‌کنند و بحمدالله تا به حال هم جبران شده است. در ادوار قبل هم اشخاصی بوده‌اند که ناجور فکر می‌کردند و ما آنها را عقب زدیم. بنابراین بیداریم تا جایی که زنده هستیم و قدرت داریم. بعضی از اینها که می‌خواهند به خبرگان بیایند، منتظرند انقلابی در مقابل انقلاب برپا کنند! اما نمی‌توانند، خاطر جمع باشید.

در مجلس خبرگان کمیسیونی به نام «کمیسیون نظارت» هست. این کمیسیون در طول سال به طور مرتب جلساتی دارد و رفتارهای نهادهای زیر نظر رهبری را رصد می‌کنند. از کمیسیون نظارت و گزارش‌هایی که به اعضا می‌دهد، چقدر اطلاع دارید؟

گزارش‌های این کمیسیون به هیئت رئیسه داده می‌شود و آنها اگر لازم باشد برای نظر‌خواهی از جمع، مطرح می‌کنند. البته همانطور که عرض کردم این موارد خیلی معدود اتفاق می‌افتد و از آن طرف هم، رهبر معظم و دفترشان پاسخگوی همه مسائلی که از طرف خبرگان مطرح می‌شود، هستند. البته برخی از خبرگان از جمله بنده، اگر ضعفی ببینیم، اساساً نمی‌گذاریم به کمیسیون نظارت برسد، خودمان با ایشان مطرح می‌کنیم. من در مواردی که صلاح باشد، برخی مشکلات و کاستی‌ها را حتی روی منبر هم گفته‌ام. سابقه گفته‌های من در این 35 سال، این را نشان می‌دهد.

با توجه به برنامه‌ریزی که یک عده برای تسخیر مجلس خبرگان کرده‌اند، به نظر جنابعالی چه کسانی باید در دوره آتی کاندیدا شوند که ما مطمئن باشیم مجلس خبرگانی در تراز انقلاب و جمهوری اسلامی خواهیم داشت. یعنی وظیفه چه کسانی می‌دانید که بیایند و برای مجلس خبرگان کاندیدا شوند تا کسانی که مخالف نظام و رهبری هستند نیایند؟

هستند کسانی که از جنبه دینی و انقلابی قوی هستند و نخواهند گذاشت افراد ضعیف و نامناسب راه به این مجلس پیدا کنند. آدم‌هایی باید بیایند که محبّ رهبرِ خوب هستند. رهبر خوب، هر کسی که می‌خواهد باشد. الان بحمدالله جناب آقای خامنه‌ای (حفظه‌ الله) است. اشخاصی هستند که به این اصل پایبندند و نفوذ و پایگاه اجتماعی خوبی هم در کشور و استان‌های مختلف آن دارند. مجلس خبرگان جای «نظارت» بر رهبری هست اما جای «عداوت» با رهبری نیست و مردم هم از فتنه 88 به این طرف، این مطلب را خوب تشخیص می‌دهند ولله الحمد. نگران نباشید هستند پختگانی که نخواهند گذاشت امثال آن اشخاص به خبرگان بیایند.

اخیراً آقای ‌هاشمی رفسنجانی به تیمی مأموریت داده است افرادی را که با خودش همفکر هستند، انتخاب و هماهنگ کنند که برای خبرگان کاندیدا شوند و به آنها نیز گفته است اگر شما بتوانید در خبرگان به اکثریت تبدیل شوید، من هم حاضرم بیایم و رئیس مجلس شوم! [نقل به مضمون]. به این ترتیب، این عده دارند برای دراختیار گرفتن مجلس خبرگان زمینه‌سازی می‌کنند و اسم‌هایی مانند: «خبرگان جوان» یا «‌مجتهدین جوان» را هم روی خودشان گذاشته‌اند! علاوه بر اینکه این تفکر در ذات خود «تداوم فتنه 88» را نمایندگی می‌کند، ایراد دیگری نیز به آن وارد است، عده‌ای از علما و نمایندگان فعلی خبرگان معتقدند که این مجلس، اساساً محل وجود شیوخ یعنی کسانی است که امام و مبارزات انقلاب را از نزدیک درک کرده و در آن دخیل بوده‌اند و با فراز و فرود آن آشنا باشند، نه کسانی که مثلاً 40 سال دارند و مجتهد هم شده‌اند، اما در مبارزات انقلاب شرکت نداشته‌اند و با مسائل بعدی آن نیز ارتباط ملموس نداشته‌اند، این سنخ افراد راحت‌تر طعمه این گروه‌ها قرار می‌گیرند. نظر حضرتعالی چیست؟ حضور شیخوخ و سابقون انقلاب در خبرگان ترجیح دارد یا جوانان؟


من نمی‌خواهم این را بگویم، می‌گویم اعضای خبرگان باید افراد پخته‌ای باشند که شرایط انقلاب را بدانند، اثرات و ایده‌های امام را بدانند، گروه‌هایی را که از اول انقلاب مورد عتاب و طرد امام واقع شده‌اند، بشناسند، اینطور افراد باید باشند. البته اینگونه افراد، نوعاً هم پیرمردها هستند. این خیال خامی است که بخواهند عده‌ای را بپرورند! کسانی که هستند نگذارند این اتفاق بیفتد، بنابراین برنامه‌های ایشان برای مجلس خبرگان عملی نخواهد شد. همان‌طور که عرض کردم من دست آقای مهدوی را بوسیدم، گفت: من شاگرد تو بوده‌‌ام! گفتم الان وظیفه این است که شما بیایید و قبول کرد. هنوز هستند کسانی مثل آن بزرگوار فکر می‌کنند و تهدیدات و مشکلات را می‌شناسند، مثل آقای مصباح یزدی. ایشان خیلی محکم است. اول کسی که ماهیت این فرد را نشان داد، او بود. گفت: این فرد، لیبرال است، به درد نمی‌خورد. الان هم امثال آقای مهدوی، آقای مصباح، آقای جنتی و دیگران هستند و به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل خواهند کرد. مگر اینکه خدای ناکرده همه اینها از بین بروند! آن مطلب دیگری است، ولی خدا را شکر هنوز هستند. آقای جنتی بود که کاندیداتوری همین شخص را برای ریاست جمهوری رد کرد و گفت: ایشان شرایط لازم را ندارد و بدترین ضربه‌ای بود که به ایشان خورد.

اشاره کردید به نقش شورای نگهبان درحراست از مجلس خبرگان. حضرتعالی خودتان سال‌ها در این شورا بوده‌اید و در بررسی صلاحیت افراد نقش داشتید. به نظر شما وظیفه شورای نگهبان در بررسی صلاحیت این کاندیداها چیست؟ اینهایی که الان دارند با ظواهر و شعارهای گوناگون می‌آیند و گاهی هم مشکوک هستند! شورای نگهبان در برابر اینها چه وظیفه‌ای دارند؟

همان وظیفه‌ای که درباره رئیس اینها داشت و کوتاه هم نیامد! من اعضای کنونی شورا را دوست دارم و اگر هم لازم باشد به اینها تذکراتی هم می‌دهم. بحمدالله همه‌شان خوب هستند، مجتهد مسلم با دید خوب هستند که حتی در بعضی از جاهایی ابراز نظر می‌کنند که برخی مصلحتا معتقدند جای اظهار نظر نیست. یعنی توقع نیست، اما ابراز نظر می‌کنند. الان افراد خوبی در شورای نگهبان هستند.

شورای نگهبان هنوز با جنابعالی جلساتِ مشورتی دارند؟

بله، گاهی جلساتی هست. مثلاً آقای جنتی الان منتظر است که زمانی را تعیین کنم و بروم برای اعضای شورا صحبت کنم. خودم هم دارم آمادگی پیدا می‌کنم، ولی مقداری ضعف دارم! مطالبی دارم که باید بعد از نیمه رمضان بیان کنم، والا ایشان می‌خواست جلسه قبل از نیمه رمضان باشد. مطالبی را که می‌گویم آقای جنتی می‌پذیرد. هنوز در آنجا نفوذ مختصری داریم
[باخنده].

خدا را شکر! کمی هم به خاطرات حضرتعالی از ادوار گوناگون مجلس خبرگان رهبری بپردازیم. همانطور که اشاره شد، حضرتعالی از اولین دوره این مجلس تاکنون، عضو آن بوده‌اید. از این ادوار چه خاطره‌ای دارید که بر دیگر خاطراتتان از نمایندگی در این مجلس ترجیح می‌دهید؟

به نظر من داستان رحلت امام و انتخاب رهبرمعظم خیلی مهم است. شب فوت حضرت امام(ره) رفتم به جماران. مشخص بود که عمر مبارک امام رو به تمام است و باید برای شرایط پس از آن فکری کرد. نشسته بودیم و آقای‌هاشمی به رهبر معظم گفت: «ما تا 24 ساعت خبر فوت امام را نمی‌گوییم تا جانشین امام انتخاب شود، بعد اعلام می‌کنیم». رهبر معظم در جواب ایشان فرمود: «نمی‌توان این کار را کرد، احتمالاً رادیوهای خارجی از طریقی، خبر رحلت امام را دریافت خواهند کرد و این خیلی بد خواهد شد که مردم خبر درگذشت امام را اول از رادیو‌های خارجی بشنوند تا رادیوی خودمان!». متوجه شدم ایشان بسیار بیدار است و اتفاقا همین‌طور هم شد و معلوم نشد که آنها از کجا باخبر شده بودند! من در همان ساعات مثل بقیه نگران رهبری بعد از امام بودم و به رهبر معظم پیشنهاد کردم که خودشان این مسئولیت را بپذیرند، البته هنوز از تأییدات و ارجاعات امام به ایشان در موضوع رهبری مطلع نبودم، پیشنهاد خودم بود. دیدم خیلی ایشان در نپذیرفتن، خیلی محکم است و حاضر نیست خودش رهبر شود، با این حال با شناختی که از ایشان داشتم، می‌دانستم که اگر انتخاب شود مسئولیت را با قدرت به عهده می‌گیرد، به‌رغم اینکه خودش حاضر به این امر نیست. این را قبلاً در ماجرای پذیرش ریاست جمهوری از ایشان دیده بودیم. در همین احوال بودیم که خبر فوت امام را دادند و مجلس از جا کنده شد. همه خیلی متأثر بودیم. به هرحال نوبت انتخاب رهبری که شد...

در جلسه فردا صبح ؟...

بله، درآن جلسه یک جمله از امام نقل شد که وقتی آقای خامنه‌ای به کره رفته بود، امام گفته بودند او لیاقت رهبری را دارد. این جمله باعث شد اکثرا به ایشان رأی دادند، غیر از خود آقای خامنه‌ای که به خوش رأی نداد.

فقط صحبت امام موجب این رأی شد؟ چون اخیرا عده‌ای از شبهه‌افکنان گفته‌اند که خبرگان در فضایی احساسی و تنها متأثر از نقل قول امام به ایشان رأی دادند!

خیر! گفتم که من شب قبل و حتی قبل از رحلت امام به ایشان پیشنهاد این امر را دادم، آنوقت هنوز قول امام نقل نشده بود. من از مدت‌ها قبل ایشان را مجتهد مسلم می‌دانستم. مدت آشنایی من با آقای خامنه‌ای از کلِ عمرِ این شبه‌اندازان بیشتر است! سال‌ها بود که به مراتب فضل و علمیت ایشان اعتقاد داشتم. اینها بهتر است عرض خود نبرند و زحمت ما ندارند!

گذشته از این، یک نکته‌ای را بگویم که شاید شما خبر نداشته باشید. من قبلاً هم در متقاعد کردن ایشان به قبول ریاست جمهوری، یک نقشی داشتم. در آن دوره امام مایل نبودند کسی از روحانیون رئیس‌جمهور شود، مبادا مردم فکر کنند همه چیز آخوندی شده است! من درجلسه‌ای به ایشان گفتم که من در قبل از پیروزی انقلاب، با مردم خوزستان و اهواز زیاد ارتباط دارم، در آنجا زیاد منبر رفته‌ام، اینها می‌گویند از غیر از آخوندها هر کسی بشود باز یک خیانتی می‌کند، لکن آخوندها خیانت نمی‌کنند، این نظر را دارند. آقای ‌هاشمی هم می‌خواست بیاید درباره ریاست جمهوری آقای خامنه‌ای با ایشان صحبت کند. منتها نوبت من جلوتر بود. به ایشان گفتم جریان این است و قبول کردند و مطلب تمام شد. آقای‌ هاشمی که آمد مطلب تمام شده بود.

شما قبلاً در مصاحبه‌ای فرموده بودید در مجلس خبرگان اول به اتفاق آیت‌الله جوادی آملی و چند نفر دیگر، به قائم مقامی رهبری آقای منتظری رأی ندادید. همه می‌دانند که شما از قدیم‌الایام با آقای منتظری دوست بوده‌‌اید، چرا به ایشان رأی ندادید؟

بعضی از بستگان آقای منتظری خوب نبودند و همان‌ها گمراهش کردند. آدم متدینی بود اما کم‌فکر بود، فکر وسیع نداشت. من که به او رأی ندادم از باب این بود که می‌دیدم بستگان و دامادی دارد...

هادی‌هاشمی...

بله، اینها افکار و رفتارهایی دارند که صحیح نیست. امام هم بعدها به او فرمود: قعر جهنم را برای خودت مهیا نکن! نامه ششم فروردین را ببینید، خیلی حرف بزرگی است. آدم خوبی بود، ولی فکور نبود و چون فکور نبود، گمراهش می‌کردند.

در پایان این گفت‌وشنود، با توجه به اهمیتی که انتخابات آتی مجلس خبرگان دارد، در مورد انتخاب اصلح با مردم چه صحبتی دارید؟

مردم تا به حال پی برده‌اند چه کسانی اصلح هستند، لذا می‌دانند که به چه کسانی باید رأی بدهند که ضمن انجام وظایف خود، با نظام و رهبری همراه باشند. آنها اشخاصی را که در خبرگان بر مواضع حق خود پا بر جا بوده‌اند را می‌شناسند. آنچه مهم است این است که آدم‌های حق‌طلب، دست حمایت خدا را پشت سر خبرگان می‌بیننند. مردم هم متوجه حق ولایت هستند. از این نظر باکی ندارم. دلهره و دغدغه نداشته باشید. خدا یاری می‌کند.

از حضرتعالی سپاسگزاریم که وقت خود را به انجام این گفت و شنود اختصاص دادید...

من هم شما را دعا می‌کنم و توصیه می‌کنم به حفظ نظم و وقت. چون دیدم قدری دیرتر از زمان تعیین شده برای مصاحبه آمدید
[باخنده]. یک داستانی به شما بگویم از منش آقای جعفری (علامه محمد‌تقی جعفری). ایشان قول داده بود سر ساعت هشت و نیم صبح برای سخنرانی در یکی از دانشگاه‌ها حاضر باشد و حاضر هم شد و گفت: دختر من چند ساعت پیش فوت کرد، اما چون قول داده بودم سر ساعت در اینجا حاضر شوم، آمدم ولی حال سخن گفتن ندارم!... این خیلی درس مهمی است


منبع مصاحبه جوان آنلاین +

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۲۴
مهران موزون
امروز که جانوران صهیونیست به پشتگرمی بیشرف ترین دولت جهان (آمریکا ) سلاخیِ شبانه روزی در باریکه ی غزه به راه انداخته اند، یکبار دیگر عیار مسلمانی و شاخصهای انسانیت برخی چهره های خاص بیش از پیش لو رفته است.
امروز امثال شیرین عبادی که برای ابراز یک محکومیت ساده (بابت قتل عام کودکان غزه) خفقان گرفته اند عیار انسانیت و اعتبار جایزه صهیونیستی نوبل شان کاملا بیرون زده است.
امروز لکّاته ای بنام معصومه علینژاد قمیکلایی که هّم و غم خود را برای کشف حجابِ نوامیس مردم کشورش و تخریب سلامتِ اخلاق در خانوار ایرانی بکار بسته و نانجیبی مدرن خویش را پشت واژه «آزادی و حق انتخاب» پنهان ساخته برای اعلام محکومیت «سلب آزادی در نفس کشیدن مردم غزه» ، انگار که در این دنیا نیست و ریق رحمت را سرکشیده است.

امروز رئیس جمهور مودب!! و باهوش!! آمریکا بیش از آنکه به فکر آبروی سیاسی ملت خویش باشد نگران امنیتِ سگ توله ایست که هفتاد سال پیش از زِنای سیاسی انگلیس خبیث و شیطان بزرگ در قلب خاورمیانه متولد شده است.
امروز اوبامای خنده رو را میتوان بیشرم ترین رئیس جمهور جهان نامید که سال گذشته به بهانه قتل دویست نفر از مردم سوریه (که آنهم به دست تروریست های دست نشانده ی خودشان بود) تصمیم به حمله به این کشور را داشت اما حالا در خصوص قصابی نتانیاهو،  نیشش را تا بناگوش باز کرده و به ریش اذهان عمومی جهان میخندد.
امروز درازگوشان فریب خورده ای که مزدوری خلیفه ی داعش را میکنند آنقدر عقل ندارند تا از ابوبکرشان بپرسند : یا خلیفه! اگر ما مسلمانیم و ساکنین غزه نیز!
پس چرا  لوله اسلحه خود را به سمت وُحوش ساکن تلاویو نمیگیریم؟ چرا به جای تصمیم به تخریب بارگاه حسین (ع) کاخ حسین اوباما را تهدید نمیکنیم؟ چرا به جای خونخواهی پلیدی چون صدام حسین، طلب ریختن خون لیبرمن و نتانیاهو نمیکنیم؟
امروز بوزینه ای «مفتی نما» بنام ناصرالعمر در عربستان بر کرسی فتوا نشسته و زیر عبای خادم کعبه ، فتوا به حمایت از خلیفه ای میدهد که برطبل تخریب کعبه میکوبد.

عبدالله وهابی اما، این تناقض رفتاری را نزد اذهان عمومی عربستان چگونه رفو میکند؟
اسرائیل کودکان غزه را شکار میکند و به سیخ بمبهای فسفری میکِشد در حالیکه عبدالله شارلاتان، حامی شیخی بنام ناصر العمر است که ناموس شیعه را برای داعشیون از شیرمادر حلالتر اعلام کرده است. +
هان ای وجدانهای بیدار جهان، پیدا کنید پرتقال فروش را.
امروز گرازهای شکم گنده ی قطَری که روزگاری کلاه هدایا و سرمایه گذاری در غزه برسر حماس گذاشتند در کدام سوراخ پنهان شده اند؟

امروز بارزانی کودن که سالهاست با اسرائیلی ها نرد عشق میبازد به کدامین بهانه، ساز تجزیه طلبی کردستان عراق را ساز کرده است؟
مردم کرد را چه فرض کرده این مسعود منفور؟
او حتی از روی کسی چون «مام جلال» هم شرم نمیکند؟
حقیقت این است که مغز مسعود بارزانی آنقدر فسفر ندارد که بمب های فسفریِ ریخته شده در غزه مجابش کند که اسرائیل شریک آتیه داری برای جفتگیری و جوجه کشی ژئوپلتیک نیست.
مسعود نمیداند که اگر خود را یک کرد مسلمان میداند بهتر است همانطور که آلتهای قتاله ی داعش را در تصرف موصل دیده است، کَدوی تمایل ملت عراق به حفظ تمامیت ارضی عراق را نیز ببیند و بیاد بیاورد که پدرش تمتعی از حربه و آلت تجزیه طلبی نبرد تا مُرد.
امروز اماراتیهای مدعی جزایر ایران، برای دفاع از کودکان غزه هیچ برنامه ای(بخوانید هیچ غیرتی) ندارند در حالیکه همیشه جدول برنامه ی 20 ساله ی اقتصاد فحشامحور و قوّادی شان روی میز است.

ما میدانیم که یک روحانی، عمامه را برسر میگذارد اما امروز آنانی که زیر عمامه های انگلیسی خویش قایم شده و در لندن روی آنتن ماهواره های خویش می نشینند بیش از هر زمان دیگری نشان داده اند که تنفس حیاتشان از مخرج کانالهای ماهواره ایست که پهنای باند آن را انگلیس خبیث میدهد، اینان عمامه برسر ندارند بلکه زیر عمامه هایشان پناه گرفته اند تا چند روزی بتوانند تخم نفاق و کینه را بین شیعه و سنی بیشتر بکارند. در حالیکه کمترین وظیفه ای در برابر دفاع از مسلمانان فلسطین نمیکنند.
عمامه های انگلیسی را عشق است، گور پدر کودکان غزه که ظرف 10 روز 4 میلیون کیلو بمب برسرشان ریخته شده.
این شبها آسمان غزه بیش از هر زمان دیگری روشن و پرنور است، نوری که از قلب ظلمت شلیک می شود.
ای ننگ بر آنانی باد که از باده ی دروغِین «ما انسانیم» سرمستند.
ننگ!


۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۳ ، ۲۰:۵۳
مهران موزون

ظریف : خدایا خودت کمکم کن جَمِش کنم

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۳ ، ۰۲:۵۱
مهران موزون

علی یونسی سعی وافری در مشایی نمایی خود در دولت یازدهم دارد، او سخنان و مواضعی ابراز میکند که برای دولت حسن روحانی حاشیه ساز است،  ظاهرا دست بردار هم نیست و از پایان کار مشایی نیز عبرت نمی گیرد.

یونسی که تا همین چندی قبل، پیشنهاد بازگرداندن تصویر حیوانی غیر اهلی همچون شیر پرچم شاهنشاهی را به پرچم جمهوری اسلامی و جایگزینی با نام مقدسِ الله داده بود بتازگی گفته است :

(( «این «بهترین» حالت برای کشور است که «قدرت» بین دو گروه «دست به دست» شود، اما «احمدی نژاد» همه قواعد این دوجریان را به هم ریخت. همه را به رینگ برد و «منهدم» کرد. دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا احساس کردند جایی برای رقابت بین خودشان نمانده و باید با جریان «غیراهلی» احمدی نژاد رقابت کنند. احساس کردند «غریبه ای» وارد شده که باید علیه او متحد شد.»

وزیر اطلاعات خاتمی می افزاید: «جریان غیراهلی احمدی نژاد در برابر این دو جریان اصیل تاب نیاورد چون جریان احمدی نژاد یک جریان بی اصالت بود اما جریان هاشمی یک جریان «ریشه دار» پنجاه ساله است … البته الان هر دوجریان اصلاح طلبی در کُما هستند. احمدی نژاد هر دو جریان را شوکه کرده و هنوز قد راست نکرده اند. ضربه ای که احمدی نژاد به اصولگرایان و اصلاح طلبان زد سنگین بود. این دو جریان هنوز هویت اصلی قبل از احمدی نژاد را پیدا نکرده اند و از آن ضربه گیج هستند.»
«احمدی نژاد فرصت رییس جمهور شدنِ دوباره را از دست داد. جریان احمدی نژاد به عنوان مسلط و غالب دیگر هیچ گاه به وجود نخواهد آمد.»))

اکنون چند سوال از این شخصیت دانشمند!! و فرهیخته!! مطرح است :

جناب یونسی،

1) آیا جریان احمدی نژاد برای انقلاب غیراهلی تر است یا شیروحشی پیشنهادی شما؟(نظر به اینکه شیر اهلی در طبیعت نداریم)

2) شما که میگویید احمدی نژاد آن دو طیف را منهدم کرد چگونه بلافاصله ابراز میدارید که جریان غیراهلی احمدی نژاد در برابر این دوجریان اصیل!! تاب نیاورد؟ چگونه احمدی نژاد در برابر دوجریانی تاب!!! نیاورد که خودش آنان را منهدم کرده بود؟

3) این که میگویید جریان احمدی نژاد هیچگاه!!! به وجود نخواهد آمد ربطی به قسمهای سه گانه و جلاله ی  آقای روحانی که ندارد! ...دارد؟؟؟

4) اگر جریان احمدی نژاد اصالت ندارد و دیگر جایگاه بازگشت ندارد و چه و چه... دلیل اینهمه  وحشت شما و رفقایتان از کسی که اکنون در قدرت نیست و سکوت هم کرده چیست؟

این همه لرزه بر اندام نازنین شما و دوستانتان از نام و نشان احمدی نژاد بابت چیست؟

اگر احمدی نژاد عددی نیست چرا اینهمه درباره اش و اینکه بالاخره خواهد آمد یا نخواهد آمد.... بحث و رایزنی میکنید. بگذارید کسی که جایگاه و اصالت سیاسی ندارد بیاید و شانس اندکش را در انتخابات آینده بیازماید. از چه میترسید؟ این رعشه های سیاسی که بر بدنه ی طیفتان افتاده برای چیست؟ به عقیده ی این نگارنده اگر ریگی به کفش شما و هم کیشانتان نیست باید احمدی نژاد را برای شرکت و حضور در انتخابات آینده تشویق هم بکنید تا بیاید و نزد خلق ضایع شود و آنگونه که شمایانِ اهلی میگویید : برای همیشه کنار رود.

آقای یونسی،

معصوم (ع) فرمود : کسی که انصاف ندارد ایمان ندارد.

منصفانه نمیگویم؟


بازنشر مطلب در پایگاه راهکارنیوز +

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۳ ، ۱۲:۰۶
مهران موزون

نام آن دو نفری که احمد متوسلیان در مورد آنها گفته بود: «اینها عناصر عملیاتی نیستند و فقط بلدند در ستاد بنشینند و دستور بدهند»چیست؟

گوینده این جمله که «احمد متوسلیان دندان کرم خورده ای بود که ما آنرا کندیم و انداختیم دور»، چه کسی بود؟

بیشتر بخوانید  +


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۳ ، ۲۲:۱۱
مهران موزون

حمید فرخ نژاد بالاخره به دستمزد واقعی اش (برای ایفای نقش در فیلم «دموکراسی در روز روشن» ) رسید.

بخوانید +

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۲۱:۲۴
مهران موزون

به گزارش پایگاه 598  آنچه که در زیر میخوانید دلنوشته یک معلم اهل بابل و از آشنایان خانواده علینژاد است که با عتابی خواهرانه خطاب به معصومه علینژاد نوشته شده و از آنجا که در این مطلب نکاتی در خصوص خانواده محترم علینژاد آمده است،  پایگاه 598 در راستای تکلیف شرعی و تعهدات حرفه ای خویش موظف بود صحت و سقم این مطالب را بررسی نماید تا مبانی اخلاقی را برای نشر آن (به لحاظ اینکه در خصوص والدین معصومه علینژاد گفته شده) نادیده گرفته نشود. خوشبختانه هیچ نکته ی پنهانی در این مطلب وجود ندارد مگر اینکه قبلا توسط خود مسیح علینژاد یا دیگران در اینترنت منتشر شده باشد. اینکه مادر ایشان زرین خانم نام دارد و یا اینکه پدر ایشان کشاورزی اهل قمیکلای بابل است و یا...
آنچه مهم است سخنی است که صادقانه از دل یک خانم ایرانی متعهد اهل بابل برآمده که از سر دلسوزی تلاش دارد تا برای عموم مردم شریف ایران این نکته را تبیین کند که خانواده مسیح علینژاد موافق کارهای ضدانقلابی، ضددینی و ضد وطنی وی نبوده و نیستند.


متن کامل نامه فوق الذکر به شرح ذیل می باشد:

سلام معصومه! نمیدانم دراین لحظه کجایی و چه میکنی؟
میدانی از کجا و با چه حالی این نامه را برایت مینویسم؟
باورت نمیشود، به خانه ی بانویی آمده ام که تو در حقش جفا کرده ای! آمده ام تا برایت چیزی بخواهم.
اکنون با اینکه صدها کیلومتر از بابل دورم حس غربت ندارم، اما احساس خجالت چرا!
معصومه مرا ببخش که این را میگویم : هرجا هستی از خدا برایت آرزو دارم که یا به راه راست هدایت شوی یا ...
باور کن اگر قابل هدایت نباشی، خیلی بهتر است که عمر بیش از این، از خدا طلب نکنی ، چون کوله بارعذاب و گناهانت از اینکه هست سنگین تر نمیشود.
نمیدانی چقدر برایم سخت است که برای دختر زرین خانمِ قمیکلایی چنین آرزویی داشته باشم.
آنشب فوتبال ایران و آرژانتین در حالیکه خانواده به تماشای بازی نشسته بودند من برایت به قرآن تفألی زدم میدانی چه آیه ای آمد؟  « و بالوالدین احسانا »
تنم یخ کرد.
باخود گفتم : بیچاره زرین خانم مادرش! با چه بدبختی معصومه را بزرگ کرد. بیچاره پدرش!
معصومه جان! من اکنون دو فرزند دارم و از روستایمان خیلی وقت است که به بابل آمده ایم، دور و بر میدان کشوری می نشینیم.
همسرم نیز اهل روستای خودمان است. همین هفته قبل بود که در خانه پدر شوهرم، سرسفره شام حرفِ تو شد.( ای کاش نمیشد)
مسیر روستای ما از قمیکلای شما میگذرد.
من پدرت و برادرجانبازت را خوب میشناسم و برایشان خیلی احترام قائلم.
میخواهی بدانی سر سفره شام چه غیبت هایی پشت سرت می شد ؟
همسرم : بیچاره علینژاد!
پدرش : کدام علینژاد؟
همسرم : پدر همان معصومه را میگویم دیگر!
پدرش : باز چه شده؟
همسرم : هیچی! دخترش بعد از اینهمه آبروریزی که در کشورهای خارجی براه انداخته و عکسهای ناجور در اینترنت دارد! حالا دارد آدم جمع
میکند برای کَندن چادرهای مردم!
پدرش : کندن چادرهای مردم؟ یعنی چه؟
همسرم : همین دیگر! میگوید خانمهایی که میخواهند، آزاد باشند و حجابشان را کشف کنند.
پدرش : لااله الاالله
من : شوخی نکن ، درست بگو ببینم چه میگویی؟
شوهرم : چه بگویم؟ چندروز پیش حاج آقا علینژاد را دیدم بهش سلام کردم جواب داد ولی بی آنکه سرش را بلند کند رد شد و رفت.
مادر همسرم : زهرا خاله میگوید مادر معصومه خیلی کم از خانه بیرون می آید! خدا نصیب نکند!


من : بمیرم برای زرین خانم! بخدا برای ما فقط معلم خیاطی نبود، مادر بود.
همسرم : حالا تازه خوب است که این دختره ، فامیلش رو «قمی» جا انداخته ، نگفته «قمیکلایی». اگر میگفت : معصومه علینژاد قمکیلایی که دیگر واویلا بود برای پدر و مادرش!
من : معصومه قمی؟
همسرم : آره! هم «مسیح علینژاد قمی» معرفی میکنه خودش را هم «معصومه علینژاد قمی» تا همه گمان کنند که اهل شهر قمه مخصوصاً که اسمش هم معصومه اس.
حالم بد شد! اشکم طوری سرازیر شد که شوهرم جاخورد. میدانست که من شاگرد خیاطی مادرت بودم و یک جورایی به تو علاقه داشتم .
سفره شام را ترک کردم و باصدای بلند میگریستم .
هرچه همسرم گفت : چی شد؟...
زبانم قاصر از توضیح بود.
او گمان میکرد که یا به طرفداری از تو گریه ام گرفته و یا برای آسیبی که به آبروی حاجی علینژاد و زرین خانم نازنین زده ای گریه میکنم ولی خدامیداند که اشکهایم فقط برای این نبود.
در آن لحظات نمیتوانستم حالم را برای شوهرم بازگو کنم.
دلم برای معصومیت حضرت معصومه قم (س) میسوخت که نام شریفش اینگونه بازیچه دست تو شده است.
بخدا تمام آن صحنه های دلنشین آموزشهای خیاطی که نزد مادر مهربانت آموختم پیش چشمم مجسم شد.
همیشه دلم میخواست مادرم بتواند مثل مادر تو برایم لباسی بدوزد و تنم کنم ، همان لباسهای روستایی ساده و پر از صفا را میگویم معصومه! یادت هست؟
اکنون که گاهی دامنی ساده برای دخترک 5 ساله ام میدوزم و تنش میکنم جلویم چرخی میزند و میگوید : «مامان جون دستت درد نکنه» فوراً یاد مادرت می افتم و میگویم خدا رحمت کند اموات زرین خانم را .
معصومه جان!
میدانستی مرور و تمرین بر آنچه که از مادرت آموختم موجب شد تا چادر دوختن را نیز یاد بگیرم؟ هرچند که در کلاس درس او تنها لباسهای زیبا و ساده روستایی را می آموختیم.
میدانستی چادری که اکنون بر سر دارم را خودم میبُرم و میدوزم؟
معصومه من اینترنت بازی بلد نیستم ، ولی پسر برادرم به من نشان داد که داری چکار میکنی!
برای همین میگویم : خداوندا یا هدایتش کن یا عمرش رو ..... که بیش از این مایه عذاب پدر و مادرش نشود!
بخدا دلم هلاک است برای پدرت.
مادرشوهرم از قول زهرا خاله میگفت رفقای خبرنگار معصومه می آیند تا با پدرش صحبت کنند ، اما بنده خدا خودش را قایم میکند که باهاشون رو برو نشود.
و من میدانم که پدرت آدم ترسویی نیست که نتواند در دهانشان بزند اما شک ندارم از ترس آبرویش و نفرتی که از کارهای تو دارد با آنها مصاحبه نمی کند تا انگشت نمای قمیکلایی ها نشود، هرچند خیلی از قمیکلایی ها جریان تو را کاملا میدانند اما به احترام خانواده ات به روی آنها نمی آورند.
باور بکنی یا نکنی معصومه، من امروز به خاطر تو با همسرم به شهر مقدس قم آمده ام! (البته به شوهرم گفتم دلم هوای زیارت کرده)
حالا در صحن اصلی حرم کریمه ی اهل بیت نشسته ام و با اشک این نامه سرگشاده را برایت می نویسم تا از طریق اینترنت و پسر برادرم برای مردم ایران بخوانم.
دلم میخواهد فریاد بزنم و بگویم :
یا حضرت معصومه(س) قم ، معصومه قمیکلایی را ببخش !
یا حضرت معصومه (س) به پدر و مادرش و به برادر جانباز و دردمندش صبر بده.
دلم میخواهد به مردم ایران بگویم :
من از شما عذرمیخواهم که دختر روستای همسایه مان اینگونه تیشه به ریشه ی غیرتتان میزند، هرچند که ریشه شما محکمتر از اینهاست!
آری انسان حق انتخاب دارد اما بدانید و من شهادت میدهم که مادر معصومه علینژاد قمیکلایی انتخابش نجابت و حجاب فاطمه (ع)است .
من شهادت میدهم که مادر مسیح علینژاد هیچوقت به شاگردانش آموزش دوختن و پوشیدن لباس خارج از شرع اسلام را نداده است.
مردم، من به حضرت مسیح قسم میخورم، که پدر مسیح علینژاد یک پیرمرد کشاورز نجیب و زحمت کش بسیجی است که روزی برای دفاع از این آب و خاک و آیین محمدی و برای حفظ حجاب و ناموس و غیرت این ملت، جانش را کف دست گرفت و به جبهه رفت و هم اکنون نیز در روستای کوچکشان به دیانت شهره است.
تو را به خدا اعمال معصومه دخترش را از چشم پدر نبینید و مگر غیر از این است که در تاریخ 35 ساله انقلاب عزیزمان ، کسانی خیلی بزرگتر و مشهورتر از حاجی علینژاد بودند و هستند که فرزندانشان به راه کج رفتند!
کاش کسی باشد و در اینترنت ، تجمعی برای دلداری پدر و مادر زخم دیده ات برپا کند!
مردم باید بدانند که قمیکلایی ها اهل خرج کردن از غیرت ایران نیستند.
اهل چوب حراج زدن به ناموس شیعه نیستند.
معصومه! من به چادری که در مکتبخانه خیاطی مادرت آموختم و برسر میکنم افتخار میکنم.
خدایا! به عظمت و جلالت قَسَمت میدهم : یا معصومه علینژاد را ببر، یا او را به آغوش پدر و مادرش بازگردان!



یک خانم معلم ساکن بابل

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۲۱:۵۱
مهران موزون