جناب هاشمی بتازگی و در آستانه 960 ماهگی خویش(بخوانید 80 سالگی) در میان کارمندان مجمع تشخیص مصلحت سخنانی فرمودند که جای تأمل بسیار دارد. هرچند ایشان همیشه طوری حرف میزنند تا برای تشدید و رزنانس کلید واژه ی «هاشمی» در فضای رسانه ای کشور تأمل دیگران را برانگیزند فلذا پردازش به بیانات گهربار ایشان کمک به تحقق نیت! و هدف! ایشان است اما از این «سخنان» که از فیلم درون سایت ایشان برگفته و عیناً و بی هیچ کم و کاستی پیاده شده است نمیتوان گذشت.(ابتدا از خوانندگان عزیز بخاطر فراوانی واژه ی «ایشان» در این پُست پوزش میطلبیم).
اما بعد..
بخوانید بخشی از بیانات رئیس 960 ماهه مجمع تشخیص را!
((ما در سند چشم انداز توسعه ی کشور رو دانایی محور خواستیم، این روش کار کردیم خیلی تا اینکه به این تعبیر رسیدیم و امضا شد و الان ابلاغ شده منتهی متاسفانه موقعی ابلاغ شد و به دست کسی باید اجرا می شد که او ضد این چیزا بود و همین وضعی که شما میگید در دانشگاهها و جاهای دیگه پدید آمد یک تحجری به جای باز کردن فضا خلق کردند استاد آزاده ی روشن فکر رو حذف میکردن برای اینکه استاد شعاری رو به جای او بیارن خوب این با دانش سازگار نیست با توسعه علمی سازگار نیست علم در فضای آزاد رشد میکنه در فضای خفقان زده نمیشه عالم شد تحجر و عقب افتادگی که از تعصبهای کور، جامعه رو میگیره بزرگترین مانع خیزش علمی کشوره دانشمند نمیتونه تو فضای آلوده به تحجر و استبداد و زورگویی و تحمیلی ، عقلش و فکرش و نیروی ابتکارو اختراعش رو خوب استفاده بکنه این واقعیت کاملا در مبانی دینی ما هست شما اونایی که الان بیشتر در روایت میخونن و حرف میزنن و اینا، اینا این تفکر رو چون ندارن میرن روایتای تحجر آمیز رو بیشتر برای مردم میخونن توی تریبونها اگر اون روایتای دیگه رو بخونن میفهمن مردم میفهمن چی بوده اسلام و چه جوری بوده.
در جلسه رسمی دولت در مقابل حضرت علی اون شخصیت بزرگ افراد زنده گویا اومدن توی مجلس شرکت میکردن در مقابل همه مردم دوستان اینها کفر میگفتند.
و حرفایی میزدن که متعصبین رو عصبانی میکرد گاهی کتکاری میکردن و بدگویی میرسید این چیطور میشه اینطوری حالا یه کلمه یی یه کسی تو دانشگاه میگه یه جمله یی میگه و باید اخراجم بشه یا دانشجو ستاره دار بشه توی جلسه رسمی حکومتیست حضت علی سخنگوی اونجاست شما هی بخونید کتابایی که در این زمینه هست ببینید چه حوادثی اتفاق می افتاده در یه جا چون اهانت به شد حضرت علی، اصحابی که نشسته بودند طرف میخواستن کتک بزنن و حضرت علی فرمود ولش کنید این چه وضعیه انما سب و سب او ..او یه فحش داده حداکثرش اینه یه فحش بش بدید نه اینکه بهتر است اینکه ببخشیدش بگذارید حرفش رو بزنه جواب داره جوابش رو میدیم در این چنین فضایی ما میتونیم تفکرها استعدادها خودشو رو نشون بده اینم در فضای مردمی خواهد بود فضایی که حاکم بالاسرش نباشه و حراستها دستها رو نبندند افراد رو ممنوع الورود نکنند و از این چیزایی که الان هست که می بینیم اینا منافات داره .))
نکته : هیچگونه اشتباه تایپی، املایی و انشایی در این متن از سوی نگارنده رخ نداده و آنچه که خواندید عین عبارات آقای هاشمی است.
حال چند سوال ساده از حجت اللاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی داریم که بلاشک به بانک سوالات بی پاسخ ایشان افزوده خواهد شد (هرچند که دستمایه فواد صادقی و تحرکات رسانه ای او در هفته ها و روزهای آینده خواهد بود)
1) جناب هاشمی، بفرمایید منبع اینکه جلسه رسمی دولت حضرت علی(ع) در حضور همه مردم آنهم در مسجد تشکیل میشده کجاست؟ آیا امیرالمومنین(ع) هیچ هیچ محرمانگی و اسراری در حکومتش نداشته؟ آیا وقتی در مورد استراتژی های حاکمیتی و یا جنگی، قرار بر شور و تصمیمی بوده، پس از اقامه نماز جماعت در مسجد کوفه پیش چشم خلقی که در میانشان منافقین هم حضور داشتند جلسه رسمی!! برگزار میکردند؟
جناب مستطاب!
علی ابن ابیطالب(ع) که دیگر روح الله خمینی(ره) نیست که بخواهید به ادعای اینکه کنارش بوده اید و خاطره ی شخصی تان را بیان میکنید، بدون سند و مدرک مدعی شوید که حضرتش جلسات رسمی حکومتش را نزد مردم عام و خاص برگزار میکرده. ما برای ملت ایران خانه ای خانه تر از مجلس شورای اسلامی نداریم اما آیا این مجلس جلساتش مطلقا علنی است؟؟
جلسه مجمع تشخیص شما! چطور؟
اگر امیرالمومنین (ع) تمام مردم را محرم اسرار حکومتی میدانست شما چرا یکی از استانداران زیر دست خودتان را به صرف اینکه با مشی شما موافق نبود برای رئیس جمهور شدن نامحرم دانستید و از 1384 تا 1392 کردید آنچه کردید؟ چرا به تعریفی که از مولای متقیان ارائه میکنید شخصا پایبند نیستید؟
آری، امیر مومنان خیلی از مطالب را در مسجد و درمیان مردم بازگو میکردند هم آموزش میدادند هم در میان میگذاشتد هم انذار میفرمودند و هم نصیحت.
چنین مواردی هم که کسی بیاید و خیلی راحت در مسجد به ایشان تعریض کند بوده است(امری که در مورد شما و دربهای ورودی کاخ مرمر از محالات است) اما عنوانسازی برای تاریخی که علیرغم 960 ماه عمر بابرکتتان در آن تاریخ در قید حیات نبوده اید نفرمایید مگر آنکه سند بیاورید که علی(ع) را در «جلسه رسمی حکومتی آنهم باحضور مردم» مورد هجوم کلامی قرار داده اند.
2) گفتید که وقتی آن اشخاص هتاک به آن حضرت توهین میکردند «متعصبین» اقدام به کتکاری و .. میکردند و کمی بعد از همین متعصبین به «اصحاب» آن حضرت یاد میکنید. آیا اصحاب ایشان «متعصب» بودند؟ بی هیچ بلانسبتی و تفکیکی؟ آیا حضرت امیر(ع) کسی را صحابی خویش قرار میداد که دچار «تعصب کور» بود؟ این همان کنایه ای است که درمیانه سخنان خود فرموده اید.
3) میگویید : میرن روایتای تحجر آمیز رو بیشتر برای مردم میخونن توی
تریبونها اگر اون روایتای دیگه رو بخونن میفهمن مردم میفهمن چی بوده اسلام
و چه جوری بوده.
جناب هاشمی، مردم ما نفهم! نیستند.
حداقل این رو میفمهند که معنی «تحجر» در فکر، یعنی کسی که فکرش همچون سنگ سفت و جامد است و قابلیت نیل به کمال و پویایی را ندارد.
آیا وقتی اذعان به وجود روایتهای تحجر آمیز میکنید به این معناست که معصومین(ع) فرمایشات تحجرآمیز هم داشته اند؟؟؟ معاذالله.
4) شما خیلی واضح در این فرمایشات دارید میگویید اجازه دهیم کسانی در کسوت استادی دانشگاه «کفر» هم بگویند و سخت نگیرید.
فرض کنیم که نگاه و دغدغه ی شما درست باشد(با پوزش از درگاه احدیت).
آیا شأن و سمت یک رئیس جمهور از یک استاد دانشگاه به مراتب بالاتر نیست؟ البته که هست.
آیا مرتبه ی اکبرهاشمی رفسنجانی از ساقی کوثر(علی ابن ابیطالب علی السلام) بسیار بسیار بسیار بسیار پایین تر نیست؟ البته که هست!
پس چگونه است که از نظر شما یک استاد دانشگاه میتواند سرکلاس درس کفر هم بگوید و ارتداد خویش را علنی سازد.
و یا شخصی عادی وارد جلسه رسمی حکومت مولای متقیان شده و به ایشان اسائه ادب و فحاشی کند اما رئیس جمهور یک کشور در یک جعبه (تعبیر شما از صداوسیمای خارج از اختیار شماست) شما و فرزندانتان را چالش میکشد و 8 سال تمام ، از هیچ مخالفت و حمله و فشار و ... در موردش فروگذار نکردید؟
قصد این نوشته حمایت از احمدی نژاد نیست.
بلکه خواستم بگویم : دیگران را به خواندن روایتهای تحجر آمیز متهم نکنید و مردم را نیز (که خیلی خوب میفهمند) به مشی امیرالمومنین (ع) ارجاع ندهید در حالی که خودتان سر سوزنی به آن مشی عامل نیستید.
توصیه میشود بر مهمترین نکته ی سخنان خویش رجوع نمایید جناب هاشمی :
یک شخص عادی میتواند بر علی ابن ابیطالب(ع) پای منبر ایشان و پیش چشم خلق و در جلسه رسمی حکومت ورود کرده و به ساحت مبارک ایشان فحش بدهد اما یک رئیس جمهور نه در جلسه رسمی حکومتی بلکه از منبر صداوسیما نمیتواند و حق ندارد هاشمی رفسنجانی را به چالش کشیده و مورد سوال و تعریض قرار دهد.
آقای هاشمی،باور کنیدمردم میفهمند. باورکنید.
بازنشر مطلب در راهکارنیوز +
تا پیش از این میگفتند قدرت امریکا بر سه عنصر زَر و زور و تزویر استوار است.
اما اکنون باید گفت که زَر و تزویر دیگر جواب نمیدهد زیرا ملتهای جهان دیگر آن مردمان دو دهه ی پیش نیستند.
اینروزها امریکا تنها مهمترین راه برقراری هژمونی شیطانی خویش بر جهان را، عمدتاً روی دو پایه ی «زِر» و «زور» نگاهداشته است.
کشوری که از راه اندازی انقلابهای رنگی در کشورهای دیگر گرفته تا ایجاد دُمل های چرکینی همچون داعش، هیچ ابایی ندارد و خود را مُحق به دخالت در سیر تا پیاز مناطق مختلف جهان میداند به صرف اینکه حس زورمندی دارد.
کشوری که دائما دنبال بهانه های حقوق بشری در خارج از مرزهای خویش است.
کشوری که در حمایت از جانورانی که به اسم انسان در کشورهای خویش فتنه میکنند شانتاژهای رسانه ای برپا میکند.
کشوری که در سواحل مملکتی در آنسوی ایران بابت قصابی 290 سرنشینان بیگناه هواپیمای مسافربری به فرمانده ی متجاوز و حرام لقمه اش مدال شجاعت میدهد.
کشوری که از سگ هار و نجسی همچون اسرائیل در دریدن پیکر طفلان معصوم غزه، حمایتِ وقیحانه میکند حال برای فضاحت آدمکشان پلیس اش که انسانها را در قلب امریکا بخاطر بغض های نژادی راهی دیار عدم میکنند سرکوبهای فرگوسن را موضوعی کاملا داخلی خوانده و دیگر کشورها را از اظهار نظر در این مورد منع میکند.
آری،
کشوری که جفتک پرانی خس و خاشاکهای چموش کودتاچی 88 ایران را جنبش دموکراتیک خوانده و همه گونه حمایتی را برایشان فراهم نمود این بار اعتراضِ ایران در قبال سرکوب مردم امریکا در ایالت میسوری را «دخالت در مسائل داخلی امریکا» میخواند.
آیا این مصداق بارز «زِر زدن» دیپلماتیکِ وزارت خارجه یِ یک ابرقدرت نیست؟
حقیقت این است که از ابرقدرتی امریکا یک زِر زنی بیش نمانده است.
به اصل خبر توجه کنید :
"ماری هارف"، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به سوالی درباره انتقاد مصر، ایران، روسیه و چین نسبت به اعتراضات اخیر "فرگوسن" امریکا گفت: این یک مسأله داخلی است دیگران حق دارند هر چه که میخواهند بگویند. اتفاقاتی که در آمریکا میافتد با وقایع رخ داده در کشورهایی که نام بردید یکسان نیست. هنگامی که ما در کشور مشکلی داریم، صادقانه با آن روبرو میشویم حال آن که این کار همیشه در کشور آنها انجام نشده است. پیشنهاد میکنم کشورهای نامبرده نیز همین رویکرد را اتخاذ کنند.
مسائل داخل امریکا به دولت امریکا مربوط میشود
مسائل داخل دیگر کشورها هم به دولت امریکا مربوط میشود
یعنی مسائل خارج امریکا به داخل امریکا مربوط میشود
پس مسائل خارج دیگر کشورها بشرطی که مسائل داخل امریکا نباشد به آنان میتواند مربوط باشد.
مساوی با اینکه مسائل داخل کشورهای دیگر اگر امریکا صلاح بداند داخل یا خارج بودنش تعیین میشود.
به معنای اینکه...
بیخیال خانم هارف!
فعلا شما با قصه ی فرگوسن، افکار داخلی امریکا را مشغول کنید تا اسرائیل در حملات جدیدش بهتر بتواند مشکلات غزه را که مشکلات داخلی اسرائیل محسوب میشود حل کند.
درست گفتم؟
بازنشر مطلب در راهکارنیوز +
وزیر محترم ارشاد،
به کسی کارت هنر میدهید که روی آنتن نجس VOA بیشرمانه 1400 سال فقاهت شیعه را ضدهنر خواند؟
م.ش آنقدر مغرض و بیسواد است که آثار هنر معماری و مهندسی فقیهی همچون شیخ بهایی(اعلی الله مقامه) را در اصفهان نمی بیند.
آقای جنتی،
از شما انتظار داریم که حرمت لباس مقدسی را که پدر بزرگوارتان برتن دارد فراموش نکنید.
آیا زیبنده است که وزیر ارشاد جمهوری اسلامی کسی را تکریم نماید که تمام تخم مرغهای شرافتش را در سبد فتنه گران 88 گذاشت؟
اگر کشف حجاب رسمی دختر این شخص، به او برنگردد اما فرورفتن شجریان در آغوش دخترکان مجری بی بی سی فارسی در قاب دوربین را که نمیتوان از وی نادیده گرفت!
به کجا چنین شتابان جناب جنتی؟
بازنشر مطلب در پایگاه راهکارنیوز +
امام خامنه ای(مدظله) حرف آخر را زد :
- رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بیمنفعت برود!؟
- عدهای اینجور وانمود میکردند که اگر با آمریکاییها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل میشود، البته ما میدانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.
- از این ارتباطات نه تنها فایدهای عاید نشد بلکه لحن آمریکاییها تندتر و اهانتآمیزتر شد و توقعات طلبکارانهی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبونهای عمومی بیان کردند.
- آمریکاییها نه تنها دشمنیها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته میگویند این تحریمها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینهی تحریم هم، فایدهای نداشته است.
- نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است.
-اینکار(مذاکره با امریکا) ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم میکند و غربیها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه میدهند.
- تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.
اینروزها تاختن و تاختن و تاختن بر مردی که سکوتش هم لرزه بر اندام طیف فتنه و اشرافیت انداخته تنها بهانه ی کمکاری و فرار از مشکلات حضرات است.
اینان گاهی عنان را چنان از کف میدهند که نوک حملات خود را (صرفاً برای فرافکنی از بی لیاقتی های خویش) حتی به مردم هم میگیرند.
خیلی ها دنبال آنند که راز وحشت و لرزش پیکره ی اَبافتنه و تیمش از احمدی نژاد را بیابند. رازی که به خودی خود راز نیست و عملاً تشتی است که اینروزها در حال سرنگونی کامل از بام دادگاههای قوه محترم قضاییه است.
اما بعد..
هان ای آقای لفاظ!!
این ما نیستیم که میلرزیم.
این شمایید که مصداق بارز کسی هستید که در قطب جنوب دنبال راه چاره میگشت تا خود را گرم کند و برای گرم کردن خویش اقدام به تلقین روانی و ذهنی خود میکرد که : چه کسی گفته هوا سرد است؟ اصلا هم هوا سرد نیست. من گرمم است. من دارم از گرما خفه میشوم.
و طولی نکشید که مردم جنازه ی او را دیدند که عریان بر روی برفها افتاده و مرده است.
پزشک قانونی مرگ او را گرمازدگی تشخیص داد.
حال قصه ی توست!
این ما نیستیم که باید دنبال جای گرم باشیم بلکه این تو و رفقایت هستید که به دلیل خوشبینی های بیش از حد به دشمنان دزد و غارتگر و قاتل ایران و اسلام، ممکن است گرما زده شوی و از حال بروی.
این ما نیستیم که باید بلرزیم،
این شمایید که سکوت احمدی نژاد هم تمام وجودتان!! را به لرزه درآورده.
مراقب باشید توهین به مردم و ملت باعث نشود تا گرمازده شوید.
حرارت ملایم مردم را قدر بدانید و بیش از لفاظی نکنید.
آن ممه ی دهه هفتاد را که دهان برخی ها بوی شیر میداد لولو برد و اکنون صغیر تا کبیر این ملت در نطّاقی از امثال تو جلوترند.
به قول امام جمعه موقت و محترم اهواز : صدای ولی فقیه صدای خداست.
حواست باشد آقای گرم!
این مردم گوششان به صدای خداست و خدا نکند که این صدا برای خاموش کردن گرمای وجودت به ندا درآید.
بازنشر مطلب در سایت یزد ما +
بازنشر مطلب در سایت اهواز نوین +
بازنشر مطلب در سایت خاورستان +
بازنشر مطلب در خبرگزاری دانشجو +
باز نشر مطلب در سایت «حرف تو» +
باز نشر مطلب در سایت دانا +
باز نشر مطلب در راهکارنیوز +
مهران موزون - فیلم «پناهگاه» که شب گذشته (جمعه 17 مرداد 1393) از شبکه چهار سیما پخش شد و نگارنده به خوانندگان محترم تماشای این فیلم را توصیه میکند، آخرین روزهای زندگی آدولف هیتلر را در پناهگاه زیر زمینی برلین به تصویر میکشد.
هر چند که بازی خیره کننده ی آنتونی هاپکینز به کیفیت اثر افزوده است اما تأثیر نگرشهای صهیونیستی(در راستای تحقیر شخصیتی هیتلر) در این اثر هالیوودی کاملا پیداست.
هیتلر دیکتاتوری خشن و نژاد پرست بود اما اینکه او شخصاً مسبب راه اندازی جنگ جهانی دوم بوده باشد نکته ای است که به تأمل و تحقیق بیشتر نیاز دارد.
شاید شنیده باشید که سران صهیونیست بین الملل، 22 سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم، اعلامیه ننگین بالفور را منتشر کردند که در آن رسما برای تشکیل کشوری یهودی در سرزمین فلسطین تأکید میکند.
نکته اینجاست که تا 22 سال(از 1917 تا 1939) پس از انتشار این اعلامیه، سران یهود موفق به جذب کمتر از 300 هزار نفر از یهودیان جهان در خاک فلسطین شدند و این برای تشکیل یک کشور کافی نبود.
اینکه گفته می شود جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان لهستان و ... موجب مهاجرت شدید یهودیان و تشکیل کشور اسرائیل شد دور از منطق و عقل نیست چرا که با آغاز جنگ جهانی دوم در سال 1939 و پایان آن در سال 1945 طولی نکشید که تولد سگ هار غرب آسیا(اسرائیل) اعلام شد و این یعنی اینکه اهرم فشار جنگ جهانی دوم باعث شد تا سران یهود به اندازه کفایت موفق به جذب جمعیت از یهودیان اروپایی شوند.
فیلم پناهگاه نشان میدهد که آدولف هیتلر 75 روز آخر عمر خود را در عمق 18 متری زمین گذرانده و در هفته آخر زندگی ننگین اش متوجه میشود که اکثر ژنرالهای تحت امرش او را کانالیزه کرده و فریب داده اند.
نکته ای که در این فیلم جالب توجه است همان عادت مألوف فیلمسازان هالیوودیست که در فیلمهای مفهومی و انتزاعی خویش (به زور یا به رضا) ناچارند نمادهای صهیونیستی را به عنوان ردپای قدرت و نفوذ یهود به جای بگذارند در همین راستا در پلان های مختلف فیلم پناهگاه و حتی در بک گراند هیتلر و افرادش شمعدانهای یهود را به بهانه ایجاد روشنایی در پناهگاه به تصویر می کشد و این یعنی اینکه : هیتلر در همان پناهگاه فرماندهی اش نیز تحت سیطره ی یهود بوده است.
اما بعد..
امروز وصیتامه ترجمه شده ی هیتلر را میخواندم و برای اولین بار متعجب شدم که او اینچنین و به این وضوح پرده از نقش سران یهود بین الملل، در ایجاد و آغاز جنگ جهانی دوم برداشته و از مقاومت خویش در برابر آنان برای آغاز این جنگ میگوید.
به متن پیاده شده ی وصیتنامه آدولف هیتلر بر روی یک فیلم مستند دقت فرمایید :
بخشی از وصیتنامه هیتلر :
اینکه من و یا هر کس دیگری در آلمان در سال ۱۹۳۹ خواستار جنگ بوده ایم ، به هیچ وجه واقعیّت ندارد. این جنگ ، به ویژه ، خواستهٔ دولتمردانی بود که یا خود یهودی بودند و یا در راه منافع یهودیان فعالیّت می کردند و همانها بودند که به جنگ دامن زدند. من پیشنهادات بسیاری برای کنترل و محدود کردن تسلیحات نظامی ارائه کرده ام, که آیندگان برای تمام زمانها نتوانند از مسئولیت پذیری من برای آغاز جنگ چشم پوشی کنند. پیش از این من هرگز آرزو نمیکردم که پس از جنگ جهانی مرگبار اول , دومی بر علیه انگلیس و یا حتی آمریکا رخ دهد.قرنها خواهد گذشت, و خارج از ویرانه های شهرهای ما و آثار نفرت و تنفر از اینها که اکنون مسئول هستند و ما مجبوریم بابت همه چیز از آنها سپاسگزاری کنیم, یهودیان بین المللی و یارانشان رشد خواهند کرد.
سه روز قبل از آغاز جنگ بین آلمان و لهستان من برای بار چندم پیشنهاد خودم را برای حل مشکل بین آلمان و لهستان که شبیه مورد منطقه ی saar بود به سفیر بریتانیا در برلین اعلام کردم, که منطقه ی مورد نظر(منطقه ی آلمانی نشین لهستان) تحت نظارت بین المللی قرار گیرد. این پیشنهاد من را هیچکس نمیتواند انکار کند, این پیشنهاد تنها به این دلیل رد شد که محافل پیشرو در سیاستهای انگلیس جنگ میخواستند, زیرا هم کمی امیدوار بودند به مسئله ی تجارت و پر شدن حسابهایشان و هم تحت تاثیر تبلیغات گسترده ی بین المللی یهودیان بودند.
همچنین من آن را خیلی ساده میکنم که, اگر ملل اروپایی دوباره مانند سهام بین این توطئه گران بین المللی پول و امور مالی خرید فروش شوند, پس این نژاد یهود مسئول تحمیل کردن این مبارزات و جنگهای مرگبار است.من بیش از این هیچ کس را در شک و تردید نمیگذارم در این زمان که ممکن است میلیونها کودک آریایی از مردم اروپا از گرسنگی بمیرند و میلیونها مرد بزرگسال به طور دردناکی کشته شوند و صدها هزار زن و کودک در شهرها بمباران شوند و جنازه ی سوخته ی آنها در شهرها پراکنده شود...
بازنشر مطلب در راهکارنیوز +