شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

در سپهر ملیِ «گفت و شنودِ» کشوری که ردپای 5000 سال تمدن در آن وجود دارد و مزین به آموزه های متعالی دینی همچون اسلام نیز هست، زیبنده نیست که سهم «گفتن» ها بسیار بیشتر از «شنیدن»ها باشد.
شنیدن نه به معنای پذیرشِ بی چون و چرا، بلکه ناظر بر این آسیب که قوه ی شنیداری ما بسیار کمتر از قوه ی گفتارمان فعال و آماده ارتباط با طرف مقابل است.
ما در غالب گفت وشنودهای فی مابین، اگر هم به ظاهر در حال توجه به سخنان طرف مقابل هستیم، درواقع منتظریم تا رشته ی سخن را در دست گرفته و آنچه را که از پیش آماده نموده ایم روانه ی روبرو کنیم.
این موضوع را یک آسیب فرهنگی عمیق برای کشوری که سعدی ها، فردوسی ها، خواجه نصیرها، ابن سیناها و ... را به جهان ارائه کرده است می دانم.
پایگاه شنود، محلی است برای شنیدن سخنان دوستان و عابرانی که در فضای مجازی گذرشان به این دریچه ی سخن می افتد.
فضای محقر «شنود»،
به شرط عدم اسائه ادب و رعایت نزاکت در سخن، به روی هر مخالف و موافقی گشوده است.


سراسر مهر و محبت.

عاشق مردم ایران.

کمترین اثری از تکبر و خودخواهی در این قیافه دیده نمیشود.

علم چهره شناسی به ما میگوید که صاحب این چهره کسی است که کوچکترین باوری به اشرافیگری و کاخ نشینی ندارد.

ترکان اصلا و ابداً اهل حقیر کردن مردم کشورش نیست.

شاهد این ادعا را نه فقط از روی چهره، بلکه از سخنان وی میتوان به وضوح دید.

 باور ندارید؟ کلیک کنید  +

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۲:۲۹
مهران موزون

یاشیخ!

برخی میدانند که نیت واقعی شما از قسمی که خورده اید چیست!

والله بالله تالله، سالهای 84 تا 92 تکرار نخواهد شد؟

شما نیز قسم ما را بشنوید :

والله بالله تالله، شورای نگهبان همچون سالهای 84 تا 92 ، در سالهای آتی نیز، پای رأی مردم خواهد ایستاد.

چه آیت الله جنتی(دامت برکاته) در قید حیات باشند و چه خدای ناکرده نباشند!

خاطرتان آسوده جناب شیخ!

تبلور شورای نگهبان تنها در وجود مبارک حضرت آیت الله جنتی(دامت برکاته) نیست بلکه یک میلیون نفر از بدنه مردمی کوچه و بازار هستند که با نظارت خویش، موی هر شیطنتی را از تُغار ماست هر فتنه گری ( پای صندوقهای رأی) بیرون میکشند و اجازه «تقلب» و یا «تهمت تقلب» را به هیچکس نمی دهند.

خدا بخواهد این مردم به برکت خون شهیدان و نفس مسیحایی ولایت و زیر سایه سار حضرت حجت عج، بازهم فرزندانی همچون احمدی نژاد را به عرصه ی انتخابات آتی عرضه خواهند کرد.

نگران نباشید جناب رئیس حمهور،

ایرانیان هزاران سال است که در کنار زایش فرزندان خائنی همچون سید ضیاء طباطبایی و یا محمدرضا پهلوی و قس..، فوج فوج فرزندان خدمتگزار و دلیر و باایمان به جهان عرضه کرده اند.

والله بالله تالله آن سیستمی که در سالهای 70 تا 84 شاهدش بودیم به تاریخ پیوست و آن رفتارها در قوه اجرایی کشور دیگر تکرار نخواهد شد(اگر هم پیش بیاید مقطعی است و ریشه دار نخواهد شد) زیرا مردم به برکت ولایت، بیدار شده اند و روز به روز بر بصیرت ملی ایرانیان افزوده می شود و دیگر دهان هیچکس بوی شیر نمیدهد.

یاشیخ!

عقل حکم میکند : انسان در مورد چیزی که به آن سطح دسترسی ندارد قسم نخورد.

84 تا 92 سالهایی بودند که مردم ایران، بیشترین مردمسالاری دینی را مشق کردند و البته 92 به بعد هم نیز!

مگر اینکه شما قائل به این باشید که برای سالهای بعد آنچنان مبسوط الیَد خواهید بود که یک تنه سرنوشت این مردم را به دست بگیرید و برایش نرخ تعیین کنید.

والله بالله تالله که شما تنها یک نفر از این ملت هستید و بس!

قل اَنَا بشر مثلکم...

برادرم، آقای روحانی!

بنظر من، سالهای 84 تا 92 را ، برای تشنگان فرهنگ اشرافی گری، میتوان سیاه ترین سالهایِ 35 سال اخیر نامید! بنظر شما چطور؟

اگر با این ادعا موافق نیستید بفرمایید تا اسناد، شواهد و تأییداتِ آنرا از خامنه ای.دات.آی.آر تقدیم حضورتان نماییم.

براستی چرا نباید آن سالهای درخشان تکرار شود؟

یک سوال : شما مدعی هستید که اهل یک تنه تصمیم گرفتن نیستید .

اگر چنین است لطفا پاسخ دهید که آیا چنین اَبَرقسمِ مسئولیت آوری را یک تنه تصمیم گرفتید بخورید؟ یا قبل از خوردنش با مشاوران سریع العلم تان شور کرده اید؟ (کسانی همچون حسام آشنا و یا محمود سریع القلم)

حُکماً از دو حال خارج نیست :

الف) این قسم را یک تنه در برابر دوربینها تصمیم گرفتید که بخورید و وعده دهید، که در این صورت باید گفت : چرا نقیض ادعایتان قسم میخورید و یک تنه برای پیشگیری از تکرار سالهای 84 تا 92 مدعی میشوید و قول و وعده میدهید؟ اصولا وقتی خود شما اهل خوردنِ یک تنه یِ چنین قسم و وعده ی محاسبه نشده ای هستید چرا رئیس قبلی خود (احمدی نژاد) را به یک تنه تصمیم گیری کردن متهم مینمایید؟

ب) پیش از خوردن این مایکروقسم، با بغل دستی هایتان شور کرده اید بنابراین آیا میتوان ادعا کرد که این قسم یک قسم گروهی، جناحی و برنامه ریزی شده است؟ که در این صورت باید گفت : این کدام جناح و طیف است که برای عدم تکرار سالهایی که بیشترین مُهر تأیید را از دست و لسان رهبری معظم انقلاب گرفته است، هم قسم شده و به شما مشورتهای اینچنینی میدهد؟

یادتان نرود شیخ!

هم استانی نازنین ات(امیرمحمود احمدی نژاد)، فقط یکی از سربازان دلاور حضرت آقاست که دمار از روزگار امیرِ فتنه درآورد و شما باید به هم استانی بودن با ایشان افتخار کنید و دعاگوی ایشان باشید.(حق هم همین است)

بنظر حقیر، آنچه برای شما صواب و طیره ی عقل است آنستکه در محضر جناب آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان کسی که میتواند معلمی خوب برای شما باشد بنشینید و از کسی که قبلا فرادست شما بوده محترمانه بخواهید که برایتان کلاس درس مدیریت گذاشته و تجارب سالهای 84 تا 92 را در اختیارتان بگذارد تا انشالله از دست مبارک حضرت آقا(روحی له الفدا) نمره قبولی گرفته و شما نیز به این دستور معظم له که «کتاب خدمات دولت را شیرازه بندی کنید» در سال آخر ریاست جمهوری تان مفتخر شوید.

والله بالله تالله این عین عاقبت بخیری است برای شما!

بلاشک سعه ی صدر دکتر محمود احمدی نژاد آنقدر هست که قابلیت هایش را بیریا در اختیار شما بگذارد.

کافیست تا از ایشان بخواهید!

احتمالاً از نگاه جنابعالی، کمک گرفتن از احمدی نژاد جگر شیر میخواهد چرا که از نظر آقای هاشمی اینکار یک اشتباه است اما شک نکنید که نظر آقای هاشمی درقیاس با «فرمایشات امام خامنه ای مدظله» آنقدرها صائب و مفید فایده نیست که یاری گرفتن از دکتر احمدی نژاد برای شما و کشور نافع است.

البته شما میتوانید انذارها و تذکرات اخلاقی این برادر حقیر وبلاگنویستان را نادیده انگاشته و یا بی اهمیت تلقی کنید لکن در روزی که «یوم تبلی السرائر» نامیده شده اینجانب شهادت خواهم داد که آنچه شرط عقل و تکلیف بود را به شما گفتم. آنجا پاسخ شما به محضر خداوند که «تقصیر حسام آشنا بود...یا توصیه ی آقای هاشمی بود و قس علیهذا..» هیچ کمکی به شما نخواهد کرد.

کلکم راع و کلکم مسئول آقای روحانی!

مجدداً تأکید میکنم :

والله بالله تالله! شورای نگهبان در سالهای آتی نیز همان دقت و استحکامی را خواهد داشت که در سالهای 84 تا 92 داشت، چه در نظارت بر صندوق های رأی و چه در تایید و رد صلاحیت حضرات!

برایتان عاقبت بخیری از درگاه خدا خواهانم آقای رئیس جمهور!

۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۲ تیر ۹۳ ، ۱۶:۴۸
مهران موزون
چهارسال قبل، مطلبی در وبلاگ کیاسی به از سیاسی+ نگاشتم با عنوان «میخواهند مادر را از ما بگیرند» در آنجا گفتم که :
(( این یک حقیقت است که، جلوه های زندگی مدرنیته ی غربی، قبل از اینکه پایشان به جوامع سنتی مانند ایران برسد، هیاهو و اخبارشان در رسانه های ما دیده و شنیده می شود، نخست می شنویم که چیزی بنام تلویزیون ساخته شده و وجود دارد و پس از چند سال به عینه شاهد حضورش در خانه هایمان هستیم، اول می بینیم و می شنویم که دستگاهی بنام موبایل ساخته شده و سپس ورود آن را به جامعه ی بومی خویش تجربه می کنیم.
لذا بعید نیست تا دستگاه "گریه شناس کودکان" نیز از پیِ خبرِ فوق الذکر، وارد جامعه احساسی و مادردوست ایرانیان شده و عنصر کلیدیِ " مادر" یک گام دیگر از زندگی ما حذف شود.))

امروز دهم تیرماه 1393 پس از چهار سال، این اتفاق افتاده است و این پیش بینی تلخ، توسط یکی از خبرگزاری های ارزشی کشور محقق شده است.
در تسنیم نیوز،
ابتدا بخوانید خبر را + 
از آنجا که شناختی نسبی از همکاران مستقر در تسنیم نیوز  دارم مطمئن هستم که تعمدی در ارائه این مطلب مخرب نداشته و صرفاً منظور نظر ایشان معرفی تکنولوژی های روز جهان و ایران است.
اما این انتظار زیادی نیست تا این برادران محترم و زحمت کش توجه لازم را در تنظیم و تهیه و نشر اخبار خویش طوری به خرج دهند که از ترویج و حمایت رسوخ هرچه بیشتر سبک زندگی غربی در ایران عزیزمان احتراز و دوری کنند.
اما بعد..
به بهانه درج خبر فوق در خبرگزاری تسنیم نیوز، باردیگر مطلب چهار سال قبل خویش را با اندکی بازتنظیم تقدیم خوانندگان محترم شنود میکنم.

میخواهند مادر را از ما بگیرند
چندی پیش(همان سال 89 را میگویم) خبری در سایت های اینترنتی  پخش شد ، که نگارنده را برآن داشت تا زخم فرهنگی کهنه و مزمنی را به قلم بِکِشد.

خبر این بود: در غرب دستگاهی اختراع شده که دلیل "گریه بچه" را تشخیص می دهد.

این یعنی اینکه از این پس مادران جوان، بی نیاز از ارتباطِ حسیِ مستقیم و درک مشکلاتِ کودک، فقره گریه ی نوزاد خود را همانند دیگر نمادهای صنعتی، به دستگاهی بی احساس و بیجان بسپارند و خود را از شناخت روح و روان فرزند بی نیاز ببینند.
اِلوین تافلر، در "موج سومِ" خود، یکی از پدیده های شومِ این موج را نابودی خانواده هسته ای ( وجود پدر و مادر توامان) و عُرف شدنِ خانواده ی تک والدینی می داند. چیزی که بیش از دو دهه است در جوامع غربی، شیوع آن بخوبی مشهود است.
غالباً جلوه های زندگی مدرنیته ی غربی، قبل از اینکه پایشان به جوامع سنتی مانند ایران برسد، هیاهو و اخبارشان در رسانه های ما دیده و شنیده می شود، نخست می شنویم که چیزی بنام تلویزیون ساخته شده و وجود دارد و پس از چند سال به عینه شاهد حضورش در خانه هایمان هستیم، اول می بینیم و می شنویم که دستگاهی بنام موبایل ساخته شده و سپس ورود آن را به جامعه ی بومی خویش تجربه می کنیم.
لذا بعید نیست تا دستگاه "گریه شناس کودکان" نیز از پیِ خبرِ فوق الذکر، وارد جامعه احساسی و مادردوست ایرانیان شود تا عنصر کلیدیِ " مادر" یک گام دیگر از زندگی ما حذف شود.
امروزه به وفور شنیده ایم که در جوامع به اصطلاح پیشرفته غربی، مادرانی هستند که کودکان و فرزندان خود را به راحتی سَر به نیست می کنند، آن‏هم نه در مرحله جنینی، بلکه پس از سالها مادری وبزرگ کردن آنها، دست به جنایت زده و تحت تاثیر کمترین فشارروحی، جگر گوشه های خود را به روش های مختلف به کام مرگ فرو می کَشَند.
آیا نمی توان ادعا کرد که چنین مادرانی، اصولا پیش زمینه عواطف مادرانه ی لازم را نداشته یا کم داشته اند که دست به چنین جنایاتی می زنند؟
در سرزمین ما ایران، هنوز هم هستند مادربزرگ هایی که روزگارِ قبل از شیرخشک و پستانک را درک کرده و فرزندان خود را تمام و کمال و مستقیما به سینه می چسبانده اند و سخت افزاری بنام پستانک، در چارچوب مادری آنها محلی از اعراب نداشته است.
چندی قبل از پیرزنی سوال کردم که: مادرجان، این قبول که شما چیزی بنام پستانک برای فرزندان خویش استفاده نمی کردید، اما آیا به نوزادان خود "آب" هم نمی دادید؟
گفت: چرا ننه! آب می دادیم، اونم با یه وسیله ی فلزی کوچولو که یه نوکی داشت مثل منقار پرنده، باهاش از گوشه دهن بچه بهش آب می دادیم.
و این یک حقیقتِ تلخ است که مدرنیته با بیرحمی تمام، بسیاری از داشته های نیک و دلنشین ما را، آرام آرام از ما گرفته است، آیا نیکوتر و دلنشین تر از " مادر " هم برای ما وجوددارد؟
مادر،
کسی است که راه رفتن، سخن گفتن، خوردن و آشامیدن را به ما می آموزد. مادر کسی است که اولین بار خندیدن را به ما می آموزد، مادر اولین کسی است که ارتباط ما را با دنیا برقرار می سازد و عاطفه را در دلمان برای نخستین مرتبه می کارد، نگاهی به فیلم "هوش مصنوعی" اسپیلبرگ ، تشنگی بشر موج سومی تافلر را برای عنصر گم شده مادر در غرب، به خوبی نشان می دهد.
حال نگاهی مجدد به خروجی خبر " اختراع دستگاه تشخیصِ دلیلِ گریه نوزاد" در رسانه های ایرانی بیاندازیم.
اصولا وجود چنین دستگاهی در جامعه یِ "هنوز سنتیِ" ایران، بشدت بیمورد بوده و دخترانِ این سرزمین که قرار است مادران فردایمان باشند، هیچ نیازی به چنین دستگاهی ندارند چرا که، هنوز هم بسیارند مادران ایرانی که به طرفه العینی خواسته های نوزادان خویش را نه تنها از روی گریه، بلکه از روی تنفس و یا نگاهشان می فهمند ، هر چند وجود این قابلیت در ایران امروز عمومیت ندارد و متاسفانه ریزش هایی در توانایی های این چنینی مادرانِ ایرانی دیده می شود، لکن اختراعِ چنین دستگاهی به درد همان جامعه ی تک والدینی غرب می خورد و بس.
این قلم، به وفور شاهدِ پدران ایرانی بوده و هست که به موازاتِ همسر خویش، توانایی تشخیص این را دارند که، گریه نوزادشان ریشه در بی خوابی دارد یا گرسنگی و تشنگی و یا درد!
ذکر این استثناء نیز لازم است که مادران ناشنوا یا کم شنوا به چنین دستگاهی نیاز مبرم دارند زیرا از نعمت شنیدن صدای گریه بچه محرومند.
به هر روی بجاست تا ارباب رسانه های مختلف در کشور ما ایران، مراقب ماموریت های ذاتی خویش بوده و صرفِ اطلاع رسانی، پیشتازِ وارداتِ هر ساخته و اختراعی به کشور عزیزمان ایران نباشند و در عوض به ماموریت های ملی و درستِ خود، که همانا حفظ، احیا و ارتقاء داشته های نیکوی فرهنگی خودمان است بپردازند.
مثلا اینکه مادران امروز بهتر است (حتی المقدور) واسطه ی پستانک را از میان خویش و نوزاد حذف کنند.

اینکه مادران امروز بهتر است (حتی المقدور) مربی های جوان، کم تجربه و عموما مجردِ مهدکودک ها را از بین خود و فرزندانشان حذف کنند. اینکه مادران امروز بهتر است هر چه بیشتر ارتباطات لمسی، کلامی و عاطفی مستقیم با کودکانشان داشته باشند.
اینکه برای مادران امروز، خیلی خیلی بهتر است که کودک خود را از مرحله نوزادی تا نوجوانی مستقیماً ( با غذاهای مادرانه و خانگی) تغذیه کنند و از غذاهای کم ارزش و فستفود جگرگوشه هایشان را پرهیز دهند.
اینکه مادران امروز لازم دارند تا کمتر، فرزندان و کودکان خود را به دست تلویزیون بسپارند و به‏ جای عمو پورنگها، خودشان با کودک ارتباط گرفته و شعر و قصه های دلنشین قدیمی بر زبان برانند.
حقیقت آنست که همه دست به دست هم داده اند تا عنصر فوق کلیدی "مادر" را از جامعه یی مانند ایران بگیرند.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۱۶:۰۶
مهران موزون

سایت بهارنیوز(ارگان اصلاح طلبان) گزارش داده است که علی مطهری در حسینیه اعظم نجف آباد پس از کلی اظهارات حمایت آمیز از سران فتنه افاضه فیوزات!! کرده است که :

(( عده‌ای اصرار دارند بگویند انقلاب ریزش‌هایی دارد و رویش‌هایی که رویش‌های آن بسیار بیشتر از ریزش‌هاست در حالی که فقط کسانی که در مقابل انقلاب حمله مسلحانه انجام می‌دهند همچون گروه فرقان و سازمان منافقین ریزش‌های انقلاب هستند))

اگر علی مطهری خبر ندارد و نمیداند که بحث ریزشها و رویشها اصرار عده ای!!! نیست بلکه از فرمایشات و گفتمان های خاص انتشار یافته از سوی ولایت امر است (که از سال 78 تاکنون در مقاطع مختلف بیان فرموده اند) باید گفت : که دوستان ارزشی مجلس، مارادوناهای عرصه سیاست کشور را رها کنند و علی مطهری را مهار کنند.

اما اگر علی مطهری آگاهانه فرمایشات و نظریات مدیریت ارشد و هوشمند نظام را نادیده میگیرد بهتر است بداند : ضدولایت فقیه بودن شاخ و دم ندارد! لذا به قول «حسام الدین آشنا» مراقب شأن خود که آن را از شأن پدر به عاریت گرفته باشد.

بد نیست علی مطهری این منابع را برای دسترسی به سواد بیشتر، مرور کند :

لیست بیانات حضرت آقا در خصوص ریزشها و رویش ها +

اینهم خطبه ی معروف «ریزشها و رویشها» در سال 1378   +

اینکه علی مطهری در چه سالی به بلوغ عقلی رسیده است را ما بیخبریم اما بلاشک در سال 1378 بلوغ سنی ایشان کامل بوده است.


انعکاس مطلب در سایت راهکارنیوز +

انعکاس مطلب در سایت همه باهم +

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰۷ تیر ۹۳ ، ۰۰:۰۷
مهران موزون
بسم الله القاصم الجبارین
ریاست محترم دولت عراق
جناب آقای نوری مالکی!
پیشنهاد می شود 48 ساعت به کشورهای حامی داعش ضرب الاجل دهید تا دست و پایشان را از عراق جمع کنند.در غیر این صورت پایتخت هایشان را هدف قرار دهید!
شک نکنید معادلات و محاسبات امریکا و اذناب منطقه یی اش را بهم خواهید ریخت.
نترسید برادر!
اجازه ندهید آبروی دفاعی کشور شما را در حد مبارزه با چند تروریست بی هویت و دیوانه کوچک کنند.
بهترین استراتژی این است که علت این معلول را هدف قرار دهید.
اقتدار خود را نشان دهید.
خدا باشماست.
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم


۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۳ ، ۲۲:۰۹
مهران موزون

در حالیکه باز هم شابعه خروج مهدی هاشمی از کشور در برخی رسانه ها شنیده می شود و مسئولینی همچون وزیر محترم اطلاعات هیچ توضیحی برای تنویر افکار عمومی در این رابطه نمیدهند سایت هاشمی رفسنجانی با درج مطلبی از مسعود پزشکیان، مسئله محاکمه احمدی نژاد را پیش کشیده است.

نکته جالب اینجاست که این شخصیت افراطی در بیانات خود مستقیما به دکتر احمدی نژاد حمله کرده است . این درحالی است که از سوی مدعی العموم هیچ اقدامی برای پیگیری چنین اظهاراتی صورت نمیگیرد و معلوم نیست کدام مصونیت آهنین موجب می شود که پزشکیانِ اصلاح طلب اینچنین به شخصیت محبوب و مردمیِ دولتهای نهم و دهم حمله کند.


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۳ ، ۲۳:۴۳
مهران موزون

چهره ی احتمالی ظریف، پس از لوله کردن تیم آرژانتین توسط تیم ملی ایران!


 
ظریف : حالا فهمیدم چه جوری باید مذاکره کنم!
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۳ ، ۱۰:۴۱
مهران موزون

5 سال است که احمدی نژاد در خصوص نقش هاشمی در مدیریت کاندیداهای سه گانه ای که علی الظاهر رقبایش بودند ادعاها و سوالاتی را (در مناظره با موسوی) مطرح کرده است.

از جمله آنکه آن سه کاندید رقیب! در حقیقت مُهره های آقای هاشمی هستند(نقل به مضمون)

یا اینکه آقای هاشمی تصمیم دارد اشرافی گری را به کشور برگرداند.

و یا اینکه فرزندان آقای هاشمی کجا هستند؟ چه میکنند؟(نقل به مضمون)


اما همگان شاهد بوده و هستیم که آقای هاشمی طی 5 سال اخیر چه پیگیری های یکسویه ای در تعقیب احمدی نژاد داشته و دارد.

آیا رفتار آقای هاشمی در این زمینه و کوبیدن شبانه روزی احمدی نژاد و انکار مطلق خدمات وی رفتاری اعتدال آمیز است؟ اینکه حتی در حد یک جمله! هم احمدی نژاد و عملکردهای مثبتش در ادبیات هاشمی دیده نمیشود تبلور روحیات معتدل! هاشمی است که ایشان بخاطر طرح آن چند پرسش در آن مناظره کذایی به دل گرفته است.

جالب اینجاست که همین آقای هاشمی تصاویر روبوسی خود را با آل سعود نشان میدهد(صرفا به این بهانه که باید با کیاست و سیاست با آنها برخورد کرد و جذب حداکثری را در دستور کار با جانیانی همچون آل سعود به خرج داد) احمدی نژاد را مستحق هیچ تعریفی که نمیداند هیچ! بلکه تمامی نقاط قوت کارنامه ی او را زیر سوال برده و میکوبد(درست در جهت خلاف با رهبر معظم انقلاب).

احتمالاً از نظر آقای هاشمی،

هم مسکن مهر بد بود.

هم یارانه های نقدی.

هم کارت سوخت و سهمیه بندی.

هم سهام عدالت.

هم...

آیا با شدت خشمی که این شخصیت قدیمی انقلاب از احمدی نژاد به دل دارد اگر میتوانست تمامی بزرگراهها، اتوبانها، تونل ها و ساخته های 8 سال احمدی نژاد را علناً و پیش چشم مردم دستور تخریب میداد تا همانند سیستم های سوخت و یارانه و ...اثری از آثار آنان نماند؟

آنچه میخوانید بخش بسیار کوچکی از رفتار و گفتار علنی! آقای هاشمی است که با کمترین جستجو در فضای مجازی(از جمله سایت خود آقای هاشمی که روزگاری اخوی ایشان منکر ارتباط با این سایت بودندهویداست).

و اما تناقضی که در این رابطه دیده می شود این است که هاشمی رفسنجانی و توپخانه بستگان و دوستان و دلسپردگانش طی پنج سال اخیر، زمین و زمان را بخاطر طرح آن چند پرسش احمدی نژاد از میرحسین موسوی به هم دوخته است و رسانه ملی را صرفا به این خاطر که تریبون را برای تسویه حساب شخصی در اختیارش نگذاشته، بارها و بارها نواخته است و صداو سیما را «جعبه سانسور» نامیده و تحقیر یک نهاد ملی را سرلوحه ادبیات خویش قرار داده است تا آنجا که غلام رجایی(که بارها و بارها به رسانه ملی و رئیس آن و حتی کارمندان این سازمان توهین کرده است) در جدیدترین افاضات خویش زحمت رزنانس کد «جعبه سانسور» را درباره رسانه ملی کشیده و ادبیات آقای هاشمی را تکرار میکند.

سوال : جناب آقای هاشمی، اگر صداوسیما در حد یک جعبه است. اگر احمدی نژاد شخص مهمی نیست (به زعم شما) چرا و به چه علت 5 سال است که تمام اعتبار و توان خود را برای کوبیدن ایشان و یا یک جعبه (صداوسیما) خرج میکنید؟

اما اگر این جعبه آنقدر مهم است و شخصی که از درون این جعبه در خصوص نقش پنهان شما در انتخابات 88 سوالات و ادعاهایی را مطرح نمود نیز مهم است چرا به هر دوی اینها اَنگ کم ارزش بودن میزنید؟ آیا این تناقضی بس بزرگ و بی جواب نیست؟ خسته نشدید آقای هاشمی؟ آیا کم لطفی به نهادی که دهها هزار نفر از مردم این مملکت در آن مشغول به کار هستند در شأن لباسی است که برتن دارید؟

اصولا اگر قلب و زبانتان در «جعبه خواندن صداوسیما» یکی است ، چرا رفیقتان را که رسماً و علنا پشت و پناهش بوده و هستید اجازه دادید تا از این جعبه، فیلم تبلیغاتی انتخاباتی اش را پخش کند یا در مناظرات انتخاباتی این جعبه شرکت کند؟

چرا رفیق معتدلتان را توصیه نفرمودید تا از بسترهای بدون سانسوری که شما بدان قائلید تبلیغات کرده و رأی جمع کند؟

آقای هاشمی : به غلام رجایی هم بفرمایید که اگر صداوسیما جعبه است چرا تا چندماه قبل از این، در یکی از شبکه های رادیویی این جعبه شرکت میجست و به گفتگو! می نشست؟

پاسخ دهید حضرت آیت الله!!

بالاخره صداوسیما فی نفسه یک جعبه است، یا تا زمانی که شما را نشان نمیدهد جعبه است؟


بازنشر مطلب در راهکارنیوز  +

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۲ ۲۷ خرداد ۹۳ ، ۰۹:۲۰
مهران موزون

آنروز که خبر کشتن پسران صدام حسین را شنیدم گفتم : تاوان نوامیس دختران بغداد و عراق و کویت چه می شود؟

آنروز که صدام را حلق آویز کردند گفتم : پس تقاص نوامیس هتک شده ی ملت عراق و کویت و اکراد چه می شود؟

امروز با خواندن خبر اعلام آمادگی دختر صدام برای فاحشگیِ داعشی ها، خوشحال نشدم اما به دادگاه عدل الهی ایمان بیشتری آوردم. کجایند آنان که صدام ملعون را تنها مردِ اعراب می نامیدند؟ کجایند تا ببینند که دست انتقام الهی چگونه ته مانده ی آبروی آن بی آبرو را به تاراج روزگار میدهد.

والله قسم این خون شهدای بیگناه ما است که دامن خاندان منحوس آن پلید و باقیمانده بعثیون کثیف را گرفته است؟

امروز دختر صدام با دست خویش ناموس پدر را تقدیم خونخوارتر از پدرش میکند تا دنیا بداند که چوب خدا همیشه هم بیصدا نیست.

بخوانید اعلام آمادگی دختر صدام را برای فاحشگی در آغوش داعشی ها (آنهم بر بام بلند اینترنت).

صدام و رَغَد دخترش


یدالله فوق ایدیهم

(اینجا)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۲ ۲۶ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۲۷
مهران موزون