شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

در سپهر ملیِ «گفت و شنودِ» کشوری که ردپای 5000 سال تمدن در آن وجود دارد و مزین به آموزه های متعالی دینی همچون اسلام نیز هست، زیبنده نیست که سهم «گفتن» ها بسیار بیشتر از «شنیدن»ها باشد.
شنیدن نه به معنای پذیرشِ بی چون و چرا، بلکه ناظر بر این آسیب که قوه ی شنیداری ما بسیار کمتر از قوه ی گفتارمان فعال و آماده ارتباط با طرف مقابل است.
ما در غالب گفت وشنودهای فی مابین، اگر هم به ظاهر در حال توجه به سخنان طرف مقابل هستیم، درواقع منتظریم تا رشته ی سخن را در دست گرفته و آنچه را که از پیش آماده نموده ایم روانه ی روبرو کنیم.
این موضوع را یک آسیب فرهنگی عمیق برای کشوری که سعدی ها، فردوسی ها، خواجه نصیرها، ابن سیناها و ... را به جهان ارائه کرده است می دانم.
پایگاه شنود، محلی است برای شنیدن سخنان دوستان و عابرانی که در فضای مجازی گذرشان به این دریچه ی سخن می افتد.
فضای محقر «شنود»،
به شرط عدم اسائه ادب و رعایت نزاکت در سخن، به روی هر مخالف و موافقی گشوده است.

مهران موزون - طی سالهای 88 به بعد، یکی از مظلوم ترین عبارات و توصیه های سیدنالقائد راجع به لزوم تفکیک و تمیز امور اصلی ار مسائل فرعی بوده است.

متاسفانه بیشترین ضربات را جبهه انقلابیون کشور از نادیده گرفتن و عدم توجه به همین نکته خورده اند.

این بسیار مضر و خطرناک است که انرژی و توان مدعیان انقلابی گری(از قلم گرفته تا قدم) بجای آنکه صرف یک موضوع دارای اولویت بالا شود، مصروف نکته یا موردی با اولویت بسیار پایین تر و یا حتی بدون اولویت گردد.

بلاشک اگر از حضرت آقا سوال شود تایید خواهند فرمود که عدم رعایت الویت در پرداختن به امور اصلی و فرعی(چه سیاسی، چه فرهنگی ، چه اقتصادی و ..) زیانبارترین ضرر کشور و انقلاب و نظام است.

مثالهایی که برای هفت سال اخیر و خصوصا سالهای 92 به بعد میتوانیم ذکر کنیم از شمار خارج است.

اما ایکاش رسانه ملی و ارباب فرهنگ در کشور، کمی هم از مهجوریت رهبری در این فقره بکاهند.

برای روشن تر شدن اهمیت آنچه که عرض شد تنها به چند آدرس از منویات ولی امر مسلمین درباره اهمیت تفکیک مسایل فرعی از اصلی بسنده میکنم :

   (اینجا)  و  (اینجا)  و  (اینجا)  و  (اینجا)  و (اینجا)  و  (اینجا)  و  (اینجا)  و  (اینجا)  و (اینجا) و (اینجا) و..

یادمان باشد که انقلابیون محترم کشور بارها از سوراخ "عدم رعایت اولویت بندی امور" گَزیده شدند که تنها یکی از آنها یادگاری هاشمی بود که آن مرحوم از عدم توجه انقلابیون به فرعی اصلی کردن مسائل بخوبی بهره برده و بازی با کدمشایی را طوری علیه احمدی نژاد ( و حتی خود مشایی) انجام داد که طی سالهای 90 تا 92 اردوگاه احمدی نژاد بیشترین خسارت را از همراهی و حضور مشایی خورد.

متاسفانه اردوگاه احمدی نژاد تصور میکنند هاشمی رفته! و مشایی اکنون میدان جوله دارد و این بنظرم یک اشتباه تاکتیکی بسیار بزرگ است زیرا پس لرزه های یادگاری آن مرد رفته هنوز در تعقیب مشایی بوده و حتی توسط بعضی خودی های جاهل در حال تکثیر است فلذا حضور مشایی در کنار بقایی یا احمدی نژاد همچنان خسارت بار است. ایکاش جوانفکر ، هاشمی ثمره ، الهام و یا حتی رضا داوری ..هشدار لازم را به دکتر احمدی نژاد بدهند.

اینکه هاشمی رفته و خطری مشایی راتهدید نمیکند خیالی باطل است.

ایکاش تا دیر نشده اسفندیار رحیم مشایی کنترل z کیبوردش را بزند و آنگونه که نه خانی آمده و نه خانی رفته در افق سیاسی کشور محو و ناپیدا شود(آنهم برای همیشه).

اگر آقای مشایی مدعی حقیقی دوستی با دکتر احمدی نژاد است باید از کنار ایشان هرچه سریعتر فاصله بگیرد.

زیرا شایسته یک مسلمان مدعی بصیر نیست که دو بار از یک سوراخ گزیده شود.

 به ترجمان امروز میتوان گفت : اگر یک مدعی انقلابی گری دوبار از یک سوراخ گزیده شود گاگولی بیش نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۰۰
مهران موزون

خرداد 92 بود که رکبِ علی اکبر ولایتی به اصوالگرایان ساده لوحِ سال 1392 خیلی ها را شگفت زده کرد و البته هاشمی هم مزد خدمتش را با حکم ریاست مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به خوبی داد.

شنود اما،

این مرد کارکشته سیاست را هشدار داد که در معرض قضاوت تاریخ قرار خواهد گرفت.

(اینجا)

اکنون و در کمتر از چهارسال از آن روزگار، یک اصلاح طلب مشهور همچون محمدجواد حق شناس(عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی) روی آنتن زنده ی شبکه افق، ولایتی را آن گونه که شایسته شخصیت خاکستری ولایتی است به قضاوت نشست و تلویحا اقرار کرد که ولایتی یک نفوذی هاشمی و روحانی در بدنه کاندیداهای اصولگرایان 92 بوده است.

به این بخش از سخنان حق شناس توجه کنید:

کنار رفتن آقای عارف، حمایت آقای هاشمی و عدم کناره‌گیری آقای ولایتی تأثیر زیادی بر پیروزی آقای روحانی داشت.
آقای ولایتی ایستاد تا یک نفر دیگر رأی نیاورد.

به‌نظرم ایشان یک رفتار کاملاً متمدنانه!! در راستای منافع ملی از خودشان نشان دادند و این رفتار چیزی از رفتارهای آقای ولایتی کم نکرد.


***

اما بعد..

جمنای فعلی متاسفانه در حد یک کُر سیاسی هم نیست زیرا شاخصهایی همچون آیت الله رئیسی یا دکتر جلیلی اصولا یا قصد ورود به انتخابات ندارند و یا خود را جزو جمنا نمیدانند و از سویی وجود برخی اسامی مشکوک در لیست 14 نفره اجازه وضوی سیاسی با این لیست را نمیدهد.

نمیخواهم قیاس مع الفارق کرده باشم اما حضور برخی افراد معلوم الحال در لیست 14 نفره جمنا نیز نوید همان رفتار متمدنانه!! آقای ولایتی را نمیدهد؟

بنظرم اگر کلیت جمنا یک کلک نباشد شاید بتوان گفت : یک رکب دیگر است.

با این تفاوت  که این بار یک ولایتی در لیست نیست بلکه با چند ولایتی طرفیم.

مگر آنکه حضرات جمنایی در لیست 5 نفره ای که 17 فروردین اعلام خواهند کرد یک "یطهرکم تطهیرا" ی اساسی اعمال کنند.


مهران موزون

23/12/1395

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۱۴
مهران موزون


برای ملاحظه اندازه واقعی کلیک کنید +

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۲۸
مهران موزون

مهران موزون - اینروزها رفتار، گفتار و کارنامه خالی دولت یازدهم از یکسو و جنب وجوش طیف ها و جبهه های مختلف سیاسی از سوی دیگر یک لابیرنت یا هزار توی سیاسی را برای بهار و تابستان 96 متصور ساخته است که سرانجام های مختلفی را  برای دولت ضعیف و شکست خورده یازدهم محتمل میسازد.

خصوصا آنکه مشی الهی در 19 دی ماه 1395 تکیه گاه حسن روحانی را برای محاسبه اخروی احضار فرمود و اینک حسن آقا مانده است و کلاف سردرگمی که تشخیص راه پس و پیش را برای فرزند سرخه مشکل ساخته است.

اما از قدیم گفته اند : تنها مرگ است که علاج ندارد.

لذا برای آنکه آقای روحانی و موافقانش مَفَری برای نجات بیابند و منتقدینش نیز بهترین علاج برای رسیدن به اهداف خود را تمهید کنند تمام حالات ممکن و پیش روی رییس دولت بنفش را روی کاغذ می آوریم شاید که افاقه کند :

حالت اول : حسن روحانی پیش از انتخابات 96 استعفا دهد و با یک عذرخواهی بزرگ برای همیشه صحنه سیاست را ترک کند و آماده محاسبات قضایی و الهی باشد.

حالت دوم : حسن روحانی برای انتخابات ثبت نام کند و رد صلاحیت شود.

حالت سوم : حسن روحانی برای انتخابات ثبت نام کند و تایید صلاحیت شود.

حالت چهارم : حسن روحانی تاییدصلاحیت شود اما پیش از آغاز انتخابات از ادامه راه انصراف دهد.

حالت پنجم : حسن روحانی پس از تایید در گردونه رقابتها بماند و شکست بخورد.

حالت ششم : حسن روحانی برای بار دوم پیروز شود اما در نیمه سال 96 استعفا دهد.

حالت هفتم : حسن روحانی برای بار دوم پیروزشود اما درسال 96 آش بی کفایتی دولتش آنقدر شور شود که با رای عدم کفایت مجلسی که امیدی به آن نمیرود عزل گردد.

حالت هشتم : حسن روحانی درسال 96 برای بار دوم پیروز شود و چهار سال دیگر در پاستور بماند.


نکته اول : شنود تقریبا تمام حالات ممکن را برشمرد اگر درمورد آقای روحانی حالت نهمی هست مخاطبان محترم بفرمایند.

نکته دوم : اگر چه دلایل و شواهد بسیار و آشکار برای اتفاق افتادن حالت دوم وجود دارد اما امیدواریم که شیربیشه ولایت برای پس گرفتن خرمشهرهایی که حضرت آقا هشدار دادند وارد گود انتخابات شده و کار آقای روحانی را پای صندوقها یکسره کند.(حالت پنجم).

نکته سوم : اگر دکتر احمدی نژاد وارد عرصه شود و شورای نگهبان برابر مُرّ قانون و اسناد و شواهد متقن حالت دوم را برای آقای روحانی پیاده کند متاسفانه رسانه های معاند داخل و خارجی فریاد سر خواهند داد که احمدی نژاد در غیاب روحانی پیروز شد پس باید دعا کنیم که هم احمدی نژاد بیاید و هم روحانی تایید صلاحیت شود و در گردونه رقابت ها بماند.

نکته چهارم : اگر حسن روحانی طبق حالت دوم ردصلاحیت شود(که امیدواریم اینچنین نشود و ایشان در  رینگ مبارزه با مالک اشترعلی بماند) بدیهی است که همان روز از مقام خود اسقاط شده و احتمالا جهانگیری تا مردادماه کفیل ریاست جمهوری خواهد بود.

نکته پنجم :  اگر یکی از حالات چهارم و پنجم محقق شود با توجه به میزان ظرفیت روحی حسن روحانی و سابقه چهارساله اش در شکل مواجهه با منتقدین و مخالفان و ایضا کارنامه بسیار ضعیفش در گردش امور قوه مجریه، تمام کشور باید تا روز تنفیذ رییس جمهور جدید در حالت آماده باش کامل باشند.(بنظرم کشور باید سه ماه تمام یک روحانی شدیدا عصبانی را تحمل کند)

نکته ششم : اگر یکی از حالات اول، دوم ، چهارم، پنجم، ششم و هفتم رخ دهد(و رییس جمهور بعدی از رفقای روحانی نباشد) با توجه به اینکه از 1392 تا حالا طی دولت یازدهم ،اتفاقات سوال برانگیز بسیاری در زمینه های اقتصادی ، امنیتی ، اجتماعی، فرهنگی، دیپلماتیک و...افتاده است که هیچکس حق ندارد بسادگی از کنار آنها بگذرد، لازم و حتی واجب می نماید تا دکتر حسن روحانی و تمام کابینه اش حداقل برای یکسال تمام بکلی ممنوع الخروج از کشور شوند تا برای روشن شدن موضوعات عدیده ملی در دسترس قوه قضاییه و نهادهای امنیتی باشند.


فاعتبرو یا اولی الابصار

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۰۲
مهران موزون

اینروزها شدت حملات مشکوک و بدون مخاطب حسن روحانی افزایش یافته است.

او مرتبا برای بیان منظورش دست به دامان کنایه و طعن و مثال زدن میشود.

اما صرفنظر از هدف اقای روحانی در شدت بخشی به این ادبیات مسبوق به سابقه ی ایشان، سوال مهم تری هم مطرح است و آن اینکه دلیل این رفتار رییس دولت یازدهم از منظر روانشناسی چیست؟

چرا حسن روحانی مستقیما نمیگوید که مخاطبش کیست؟ و منظورش از مثالهای نازلی که میزند چیست؟

درینجا برخی احتمالات روانکاوانه را درباره رییس جمهور محترم اهل سرخه بررسی میکنیم :

1- آیا ممکن است آقای روحانی برای اعلام نام مخاطبش ترس و واهمه ای داشته باشد؟ اما چرا باید یک رییس جمهور برای حمله به مخاطبان داخلی اش از کسی بترسد؟ مگر حرف ناحساب و غیرقانونی دارد؟

2- آیا ممکن است آقای روحانی برای رک حرف زدن و رک خطاب قرار دادن مخاطبش دچار خحالت و شرم باشد؟ بعید بنظر میرسد که ایشان خیلی معذور به حیا باشند. زیرا قبلا هم مخالفین خود را بی پروا به جهنم حواله داده ند.

3- آیا ممکن است آقا روحانی با ادبیات مبهم و حملات کور و بی هدف به اشخاص خیالی ، سعی در انحراف اذهان عمومی از مسائل مهمتری همچون خسارت محض برجام یا کارنامه مردودی دولت خود و یا ننگ نجومی ها داشته باشند؟ الله اعلم.

4- آیا ممکن است آقای روحانی در حال ایجاد فضای مصنوعی "نمیگذارند کار کنم" است تا کمی مانده به پایان دولت مستعجلش با یک استعفای تاکتیکی سر و ته قضیه را هم بیاورد؟

5- آیا ممکن است حسن روحانی ورود عنقریب احمدی نژاد به انتخابات را حس کرده و میخواهد در نبود هاشمی رفسنجانی قصه دوقطبی در انتخابات را پیاده کند؟


هرچه هست! حسام الدین اشنا اصلا مشاور رسانه ای خوبی نیست.

زیرا به کنایه و طعنه سخن گفتن - آنهم با این حجم و شدت- از سوی یک رییس جمهور (ولو کسی مثل حسن روحانی) به هیچوجه نشانه شجاعت و برحق بودن نیست.


والسلام

مهران موزون

95/12/9

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۱۶
مهران موزون