شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

شنود

در سپهر ملیِ «گفت و شنودِ» کشوری که ردپای 5000 سال تمدن در آن وجود دارد و مزین به آموزه های متعالی دینی همچون اسلام نیز هست، زیبنده نیست که سهم «گفتن» ها بسیار بیشتر از «شنیدن»ها باشد.
شنیدن نه به معنای پذیرشِ بی چون و چرا، بلکه ناظر بر این آسیب که قوه ی شنیداری ما بسیار کمتر از قوه ی گفتارمان فعال و آماده ارتباط با طرف مقابل است.
ما در غالب گفت وشنودهای فی مابین، اگر هم به ظاهر در حال توجه به سخنان طرف مقابل هستیم، درواقع منتظریم تا رشته ی سخن را در دست گرفته و آنچه را که از پیش آماده نموده ایم روانه ی روبرو کنیم.
این موضوع را یک آسیب فرهنگی عمیق برای کشوری که سعدی ها، فردوسی ها، خواجه نصیرها، ابن سیناها و ... را به جهان ارائه کرده است می دانم.
پایگاه شنود، محلی است برای شنیدن سخنان دوستان و عابرانی که در فضای مجازی گذرشان به این دریچه ی سخن می افتد.
فضای محقر «شنود»،
به شرط عدم اسائه ادب و رعایت نزاکت در سخن، به روی هر مخالف و موافقی گشوده است.

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روستا» ثبت شده است

یکی از تبحرهای آقای هاشمی رفسنجانی «روی خط خبر» ماندن است.

با این تفاوت که روزگاری مواضع ایشان از تریبونهای مختلف کشور، به نفع ملت و نظام بود اما سالیانی است که او با خرج از کردن از کیسه «سوابقش» به تاجر ورشکسته ای میماندکه در حال خوردن از سرمایه است.

سرمایه ای که با روند فعلی هاشمی، روزی به انتها رسیده و کارت اعتباری این شخصیت « سابقاً انقلابی» را نزد مردم انقلابی ایران بکلی منقضی خواهد کرد که در این صورت هیچکس جز خود آقای هاشمی مورد موأخده نخواهد بود زیرا اکنون بر همگان ثابت شده که مشارالیه قدرت تبّری از عملکرد فرزندانش و حفظ توّلی با ارزشهای نظام و انقلاب را از دست داده است.

زمانی کاذب بیجاکلام(صادق زیباکلام) کتابی از مصاحبه با او نوشت که «هاشمی بدون روتوش» نام گرفت.

کتابی که به قول عباس سلیمی نمین، خواندنش برای هر بسیجی متعهد و دلسوز نظام واجب است.

اکنون اما،

هاشمی با دست خویش و عامدانه در حال کنار زدن «روتوش های سی ساله» از چهره ی هاشمی روتوش شده ی دهه شصت و هفتادست.

قریب به یک سوم جمعیت هشتاد میلیونی ایرانیان هم اکنون ساکن روستاها هستند.

و این رقم غیر از آمار روستاییان مهاجری است که در حال حاضر جزو شهرنشینان محسوب میشوند(مانند خود آقای هاشمی و خاندانش).

شاید اغراق نباشد اگر نصف جمعیت ایران را یا روستانشین و یا روستایی زاده بدانیم.

اما آیا اکبر هاشمی رفسنجانی آنقدر بی تجربه و ساده اندیش است که نیمی از جمعیت مردم ایران را هدف زخم زبان قرار دهد؟

هرچند احتمال میرود که در روزهای آینده این سخنان توسط ایشان تکذیب شود اما برفرض صحت امر و صدور جملات گزنده ی مورد اشاره از سوی ایشان، میتوان احتمالات زیر را برای پرتاب این محتوا به فضای رسانه ای کشور متصور بود :

1) احتمال اول : هاشمی با اینکارها سعی دارد تا مبادی تایید صلاحیت خویش را در انتخابات خبرگان مجاب کند تا ردصلاحیتش راحت تر صورت گیرد و آنگاه توپخانه رسانه ای حامی ایشان در سایه ی توفان خودساخته ی «دفاع از مظلومیت هاشمی» آقای سیدح.م را به شورای نگهبان تحمیل کنند تا هاشمی همانطور که دولت بنفش را التیام و بدیل بر ردصلاحیت خود در سال 92 میپندارد، کاندیدای جوان مورد نظر کنونی اش را نیز به درون خبرگان نفوذ داده و ابتکار عمل لازم را برای تغییر قواعد کنشگری در خبرگان به دست گیرد.

2) احتمال دوم : هاشمی مثل همیشه برای رزنانس نامش روی خط رسانه ها چنین سخنان ساختارشکنانه ای ابراز کرده تا چند روزی در رأس خبرها باقی بماند (که در صورت پس گرفتن این حرف و یا تکذیب آن از سوی آقای هاشمی، این گزینه محتمل تر خواهد بود).

3) برداشت ویژه : همگان دیدند که چهارسال خدمات بی نظیر دولت نهم به روستاهای کشور در رأی بیسابقه ی 25 میلیونی احمدی نژاد در سال 88 چقدر موثر بود و کمر توطئه سبز را پای صندوقهای رأی، در حقیقت روستایی های کشور شکستند.

لذا از هاشمی که در هفته های گذشته نیز، مردم ایران را در فاصله سالهای 84 تا 92 «هار» خواند هیچ بعید نیست بدون توجه به شأن مردم روستای پدریش (نوق رفسنجان) با این عبارات تلخ و مشمئز کننده، از جامعه مظلوم روستایی کشور بخاطر رای سال 88 شان به احمدی نژاد، دلجویی!!! گرفته باشد.

4) ترکیبی از احتمالات فوق.

تأکید میشود : علیرغم کهولت سنِ آقای هاشمی، هنوز هم میتوان مدعی بود که : « وی کسی نیست که بدون دلیل خاص!! دست به چنین سخنان انتحاری بزند».

والعاقبه للمتقین.


واکنش کمپین مردمی روستانشینان کشور  +

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۵
مهران موزون